است . « 1 » و همانطوركه مفصّلا شرح داديم ، معناى مجازى خلاف معناى حقيقى است ؛ پس ارادهء ديوار در اينجا ارادهاى مانند ارادهء انسان نيست .
در اينجا به معناى در آستان افتادن است ؛ مثل اينكه در زبان پارسى مىگوئيم : ديوار مىخواست بيفتد من آن را نگه داشتم . يعنى ديوار داشت مىافتاد ، يعنى در شرف افتادن بود . و در بسيارى از مواردى كه فعل در شرف و آستانهء واقع شدن است با كلمهء اراده از آن تعبير مىشود .
[ شواهدى از سكّاكى در استعمال أفعال در معناى مجازى : ارادهء أفعال ]
سكّاكى گويد : « از مثالهاى مجاز گفتار خداوند تعالى است :
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ .
» « 2 » « زمانى كه مىخواهى قرآن بخوانى ، پس پناه ببر به خدا و بگو : أعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم . » در اين عبارت قرأت در جاى أردت القراءة استعمال شده است ؛ يعنى وقتى كه اراده دارى قرآن بخوانى . چون قرائت قرآن مسبّب از ارادهء قرائت آنست . و اين استعمال ، مجازى است به قرينهء فاء در فاستعذ ، و سنّت مستفيضه كه استعاذه را بر قرائت مقدّم مىدارند .
و تو اعتنا مكن به كسى كه استعاذه را از قرائت مؤخّر مىدارد ، زيرا اين گونه تأخير ( كه ناشى از باقى گذاردن معناى قرائت است به حال خود ، و حمل نكردن آنست به معناى مجازى كه ارادهء قرائت باشد ) مجال در سخن گفتن را تنگ مىكند ( ضيق العطن ) .
و يكى ديگر از مثالهاى مجاز گفتار خداوند است :
وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ
« 3 » در
هامش
( 1 ) - « أساس البلاغة » ص 184 ، مادّهء رود ، ستون اوّل
( 2 ) - صدر آيه 98 ، از سورهء 16 : النّحل
( 3 ) - صدر آيه 45 ، از سورهء 11 : هود