تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
تشبيه مراد را برساند . » بنا بر آنچه گفته شد ، مشهود شد كه : استعاره و مجاز دروغ نيست ؛ عين حقيقت و صواب است و كذب و بطلان در آنها راهى ندارد ، و ابدا كسى توهّم كذب و دروغ و بطلان را در آنها نمىتواند بكند . سكّاكى إمام المحقّقين فى الأدب در « مفتاح العلوم » گويد : « و الاستعارة لبناء الدّعوى فيها على التّأويل تفارق الدّعوى الباطلة ، فإنّ صاحبها يتبرّأ عن التّأويل . و تفارق الكذب بنصب القرينة المانعة عن إجراء الكلام على ظاهره ، فإنّ الكذّاب لا ينصب دليلا على خلاف زعمه ؛ و أنّى ينصب و هو لترويج ما يقول راكب كلّ صعب و ذلول ؟ » « 1 » « چون بناى آوردن عبارت در افادهء مراد و مقصود در استعاره بر تأويل است ، بنابراين از ادّعاى باطل متمايز است . زيرا آن‌كس كه دعواى باطل مىكند ، در گفتارش از تأويل پرهيز و برائت دارد . و همچنين استعاره با دروغ مفارق و متمايز است ، زيرا كه در استعاره شخص مجازگو ، نصب قرينه‌اى مىكند كه مانع مىشود از آنكه كلام را بر معناى ظاهرى خود بتوان جارى ساخت . به علّت آنكه شخص دروغگو هيچ‌گاه دليلى بر خلاف پندار دروغين خود نمىآورد ؛ و چگونه متصوّر است كه او نصب قرينه كند درحالىكه براى اثبات سخن دروغش و براى به كرسى نشاندن و ترويج گفتار كذبش ، از هر وسيلهء دور و نزديك ، و سخت و آسان استفاده مىكند ؟ و بر هر مركب شموس و گردنكش ، و رام و مطيع سوار مىشود ؟ » اين راجع به كلّى معناى كذب و مجاز ، بدين شرحى كه بيان شد جاى شبهه نماند .
هامش
( 1 ) - « مفتاح العلوم » طبع اوّل ، مطبعهء ادبيّهء مصر ، ص 198