دگر است .
اينها چرا راه آسان را نمىپيمايند ؟ ! آن آوردن مثل قرآن است . بنابراين قرآن معجزه است ؛ امروز هم معجزه است ، فردا هم معجزه است .
اين قرآن معجزه با اين وصف ، سراپا مشحون و مملوّ از مجازات است .
بهطورىكه سيّد رضىّ رحمة الله عليه جامع « نهج البلاغة » كتاب مستقلّى در مجازات قرآن نوشته است ، و جميع آياتى را كه مجازا استعمال شده است گرد آورده و نكات بديع را در استعمال اين مجازات بازگو كرده است .
همچنانكه كتابى مستقلّ در مجازات حضرت رسول أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم نگارش داده است و آن را بنام « المجازات النّبويّة » نامگذارى كرده است .
[ كنايه و مجاز ، بليغتر از تصريح و حقيقت هستند ]
چرا استعمال كلمهء مجازى جائز است ؟ براى آنكه از استعمال كلمهء حقيقى بهتر مطلب را مىرساند ، و به همين جهت است كه گفتهاند : الكناية أبلغ من التّصريح ، و المجاز أبلغ من الحقيقة ، و الاستعارة أبلغ من التّشبيه . « 1 » « كنايه در رسانيدن مراد بليغتر است از تصريح ، و كلمهء مجازى بليغتر است از كلمهء حقيقى ، و كلمهء استعارى بليغتر است از كلمهاى كه با ادوات
هامش
( 1 ) - در كتاب « نقاية القرّاء » تأليف سيوطى آمده است كه : و هي و المجاز و الاستعارة أبلغ من الحقيقة و التّصريح و التّشبيه . و خودش در شرحى كه بر آن نوشته است و به نام « إتمام الدّراية لقرّاء النّقاية » موسوم گردانيده است گويد : « اين عبارت ما لفّ و نشر مشوّش است . يعنى كنايه ابلغ است از تصريح ، چون در كنايه انتقال است از ملزوم به لازم ، بنابراين مثل ادّعا كردن چيزى است با بيّنه و برهان . و مجاز ابلغ است از حقيقت ، به همين سبب ؛ و استعاره ابلغ است از تشبيه به جهت آنكه استعاره در واقع مجاز است و امّا تشبيه حقيقت است . » ( كتاب « إتمام الدّراية لقرّاء النّقاية » كه در هامش « مفتاح العلوم » سكّاكى ، از طبع اوّل ، ص 161 مىباشد . )