كند ، همهاش آثار عتيقه بود . و ليكن با بناء و ساختن اين جامعة الأزهر ( دانشگاه الأزهر ) فاتحهء آن شبستان سابق را به نام قديمى و كهن خواند .
معلوم است كه : در اين جامعه منبر نيست ؛ تريبون است . شبستان نيست ؛ سالن است .
اين همان خواستهء استعمار است ؛ اين روش كاملا پسنديده و مورد رضايت آنهاست . اين روش بطور واضح و آشكارا قرآن را برداشت . طبعا فيزيك و شيمى و زبان انگليسى بجاى بعضى از دروس تفسيريّه و حديثيّه واقع شد .
گلادستون نخست وزير يهودى مسلك و صهيونيست انگليسى كه استعمار انگليس را جان داد ، در مجلس اعيان ، قرآن را از روى خشم و غضب بر روى تريبون كوفت و گفت : « تا اين كتاب در بين مسلمين باشد ، امنيّت و اطاعت سرزمينهاى مسلماننشين در برابر استعمار انگليس محال است » . « 1 » از ميان بردن قرآن ، سوزاندن و غرق ساختن آن نيست ، انگليسىها همچنين كارى نكردند ؛ به عزلت در آوردن بواسطهء عدم تدريس و تدرّس ، و عدم
هامش
( 1 ) - در كتاب « نهضتهاى اسلامى در صدسالهء اخير » در ص 30 ، از كتاب « سيرى در انديشهء سياسى عرب » تأليف دكتر حميد عنايت نقل كرده است كه : « اروپائيان چون اعتقاد دينى مسلمانان را استوارترين پيوند ميان آنان مىبينند ، مىكوشند تا با نام مخالفت با تعصّب ، اين پيوند را سست كنند ولى خود از هر گروه و كيش به تعصّب دينى گرفتارند .
گلادستون ترجمانى است از روح پطرس راهب يعنى بازنماى جنگهاى صليبى . » - انتهى .
و به دنبال اين مطلب گويد : « واقع بينى سيّد ( سيّد جمال الدّين اسدآبادى ) پس از حدود نيم قرن به خوبى آشكار شد . آنگاه كه : افسر اروپائى فرماندهء ارتش يهود در جنگ اوّل اعراب و اسرائيل ، بيت المقدّس را از مسلمانان گرفت و تحويل يهوديان داد و دولت صهيونيستى اسرائيل تشكيل شد ، گفت : « الآن جنگهاى صليبى پايان يافت » . »