تربيت نمىكنند .
همانطوركه در دانشگاهها مىبينيم : محقّق و بصير و خبير و اصولى نمىپرورد . اين چه زيان بزرگى است ؟
همين محقّقين بزرگ و ارزشمندى كه هر كدام افتخار عالم اسلام بوده و جهان تشيّع را به نور علم خود در زمان اخير روشن كردهاند ؛ همچون شيخ جواد بلاغى نجفى ، و سيّد شرف الدّين جبل عاملى ، و سيّد محسن عاملى ، و علّامه شيخ عبد الحسين امينى ، و علّامه شيخ آغا بزرگ طهرانى ، و محدّث كبير شيخ عبّاس قمى ، و حضرت استادمان آية الله علّامهء طباطبائى قدّس الله أسرارهم جميعا ، همگى تربيتشدهء اين حوزهها بودهاند كه در فنّ خود محقّق و صاحب نظر بودهاند .
علّامهء طباطبائى محقّقى عظيم و صاحب نظر بود . در فقه و تفسير و فلسفه صاحب نظر بود ، و در مقابل آراء سابقين خودش تحقيق مىنمود و نظر مىداد . در برابر حكمت متعاليهء ملّا صدرا با آنكه بسيار به نظر اهمّيّت بر آن مىنگريست ، مع ذلك نظر مىداد و بعضى از آراء او را ردّ مىنمود . امّا استادان دانشگاه فقط به ترجمهء كتابهاى خارجيان پرداختند و ترجمه را درس شاگردان نمودند . آيا شما ديدهايد يك استاد ، تحقيقى كند و اكتشافى به عمل آرد ؟ در پزشكى نظر خاصّى بر خلاف نظر آنها داشته باشد ؟ در فيزيك بر قاعدهء جاذبهء نيوتونى نظر بدهد ؟ و بر آراء اينشتين اشكال و ايراد وارد كند ؟ و همچنين در علوم طبيعى و زيستشناسى كشف بديع و اختراع جديدى بنمايد ؟ أبدا ، أبدا ! در دانشگاه سخن از كشف و اختراع جديد و پىگيرى اين امور نيست ، سخن فقط بطور تكرار مداوم از بازگو كردن اختراعات و اكتشافات خارجيان است ، و در كلاسها بطور روز مرّه ، كلاس و درس آنها را براى شاگردان حكايت نمودن .
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 308
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٠٨