تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
8 ضرب در 2 مىشود 16 ، و 2 ضرب در 8 هم مىشود 16 . اين دو مسألهء ضرب گرچه در محتوا ، يعنى در مضروب و مضروب فيه اختلاف دارند و دو معنى و دو كيفيّت را مىرسانند ، ولى نتيجهء ضرب ، واحد است . اين مثالى بود براى آنكه بدانيم : مسائل الهيّات هم چون بر اساس برهان - همچون قواعد رياضى و مثلّثات - بنا شده‌اند ، هيچ‌گاه قابل تغيّر و تبدّل نيستند . امّا طبيعيّات بنا بر فرضيّه‌هاى متفاوت و اكتشافات ممكنست تغيير كنند .

[ اشكال وارد بر صاحب مقاله ، در جدا كردن وظائف طبيعت از ماوراى طبيعت ]

بنابراين ، مسائل ما بعد الطّبيعة با طبيعيّات نه مانند ساختمان دو طبقه و يا دو اطاقه ، بلكه مانند يك ساختمان بتون‌آرمهء محكم و مستحكم است ، در برابر ساختمان مجزّا و علىحدهء دگرى در برابر آن . شايد نويسندهء مقاله گمان داشته‌اند كه : مسائل ما بعد الطّبيعة و أحكام آن و وظائف مأمورين آن ، تا برسد به خداوند واحد قهّار ، از مسائل طبيعت جدا هستند . بدين معنى كه هر اثرى را كه از طبيعت و مادّه بدانيم ، آن از عالم ماوراى آن نخواهد بود ؛ و آثار عالم ما فوق الطّبيعة منحصر به آثارى است كه دست طبيعت در آن راه ندارد . فلهذا به لاغرى و فربهى طبيعت و مادّه ، بر عكس ، عالم ماوراى آن كه عالم حيات است فربه و لاغر مىشود . يعنى لاغرى طبيعت فربهى عالم حيات است ، و فربهى عالم طبيعت مستلزم لاغرى عالم حيات مىشود . اين گمان ، پندارى است اشتباه ، و خلاف اصول توحيد ، و خلاف منطق قرآن ، و خلاف برهان . و اينكه در كتاب « راه طىشده » اين معنى را به موحّدين و قائلين به عالم حيات از فلاسفه نسبت داده‌اند ، نادرست است ؛ مگر مرادشان از فلاسفه ، دانشمندان مغرب زمين باشد كه از معناى توحيد چيزى را نچشيده‌اند .
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 243 | السيد محمد حسين الطهراني