بوده است به مكتب نوافلاطونى ناميده شد .
اين مكتب باقى بود تا زمان اسلام در وقتى كه در حكومت عمر آنجا را فتح كردند ، آن مكتب بر افتاد .
يكى از بزرگان اين مكتب ثاميطورس است كه اسلام آورد و به نام يحيى نحوى ناميده شد .
كتاب اثولوجيا « 1 » كه كتاب مختصر و مفيدى است بر اساس حكمت اشراق - و بعضى اشتباها از ارسطو ميدانند - از افلوطين است كه از شاگردان اين مكتب است ؛ و نسبتش به ارسطو اشتباه است .
كتب يونان را از طبّ و فلسفه و هيئت و هندسه ، در زمان حضرت امام رضا و امام جواد عليهما السّلام از يونانى به عربى توسّط حنين عبادى ترجمه كردند . ثابت بن قرّة ، اصول اقليدس را تحرير كرد ؛ و اوّلين كسى است كه آن را مهذّب نموده و مشكلاتش را توضيح داده است .
گرچه اين كتب كه به عربى ترجمه شد ، توسّط خلفاى عبّاسى و به امر آنها صورت گرفت ، و ليكن هيچ دليل و شاهدى در دست نيست كه انگيزهاش معارضه و مبارزهء با ائمّه عليهم السّلام بوده باشد .
زيرا طبّ و فلسفه و هندسه و امثالها از علومى است كه نه تنها مخالفتى با مكتب أهل البيت نداشت ، بلكه موافق هم بود . برهان و منطق ، گفتار راستين پيشوايان دين را بهتر واضح مىكند . آنها مدّعاى خطائى نداشتند ، تا از منطق و قياس در هراس باشند .
هامش
( 1 ) - اثولوجيا در لغت لاتين به معناى الهيّات بالمعنى الأخصّ است ، و چون حكمت يونان را كه به عربى انتقال دادند از يونانيان اخذ شد و به لغت لاتين مدوّن بود ، لهذا اين علم هم در ميان فلاسفه به همان نام باقى ماند .