را بر آنان تلاوت كند و به آنها كتاب و حكمت را بياموزد و آنان را رشد و كمال بخشد ؛ حقّا و حقيقة توئى اى خداوند كه داراى مقام عزّت و استوارى و حكمت مىباشى ! » « 1 »
هامش
( 1 ) - خطيب بغدادى در كتاب « تقييد العلم » ص 146 و 147 با سند متّصل خود روايت مىكند از محمّد بن جحادة از أنس بن مالك كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود :
لا تطرحوا الدّرّ فى أفواه الكلاب . « دانههاى درّ را در دهان سگها نيفكنيد ! » ابن بكّار مىگويد :
من اينطور مىدانم كه مراد پيامبر علم بوده است . انتهى .
در « مستدرك نهج البلاغة » تأليف شيخ هادى كاشف الغطاء ، ص 158 آورده است كه :
قال أمير المؤمنين عليه السّلام : الحكمة ضالّة المؤمن ، و السّعيد من وعظ بغيره . ( و المروىّ فى « النّهج » ) : الحكمة ضالّة المؤمن ؛ فخذ الحكمة و لو من أهل النّفاق . و فى « تحف العقول » :
فليطلبها و لو فى أيدى أهل الشّرّ . « حكمت گمشدهء مؤمن است ، و خوشبخت كسى است كه از كردار دگران پند گيرد . ( و در « نهج البلاغة » وارد است كه ) : حكمت گمشدهء مؤمن است ؛ پس حكمت را درياب گرچه دارندهاش از اهل نفاق باشد . و در « تحف العقول » وارد است :
پس بايد مؤمن حكمت را فرا گيرد گرچه در دست اهل شرّ باشد . » و أيضا در « مستدرك » ص 178 آورده است كه آن حضرت فرمود : الحكمة ضالّة المؤمن ، فاطلبوها و لو عند المشرك ، تكونوا أحقّ بها و أهلها . « حكمت گمشدهء مؤمن است ، پس آن را طلب كنيد گرچه در نزد مرد مشرك باشد ؛ در اين صورت كه حكمت به شما رسيد ، شما بدان علم سزاوارتر از مشركين هستيد ، و اهل حكمت مىباشيد . » تا اينجا تمام شد گفتار صاحب « مستدرك نهج البلاغة » .
و حكيم محدّث مفسّر عالم كبير اسلام ملّا محمّد محسن فيض كاشانى قدّس الله نفسه در كتاب « المحجّة البيضاء » ج 1 ، ص 91 آورده است كه : و قال عيسى على نبيّنا و آله و عليه السّلام : لا تضعوا الحكمة عند غير أهلها فتظلموها ، و لا تمنعوها أهلها فتظلموهم ! كونوا كالطّبيب الرّفيق يضع الدّواء فى موضع الدّاء . و فى لفظ آخر : من وضع الحكمة فى غير أهلها جهل ؛ و من منعها أهلها ظلم . إنّ للحكمة حقّا ، و إنّ لها أهلا ؛ فأعط كلّ ذىحقّ حقّه ! « حضرت عيسى عليه السّلام فرمود : حكمت را در نزد غير اهلش ننهيد كه به حكمت ستم كردهايد ؛ و از اهلش دريغ مداريد كه به آنان ستم نمودهايد ! شما همچون طبيب مساعد و همراه باشيد