و بنابراين ، كلمهء قديم كه بر سر فلسفه و يا مدارس آورده شده است بايد به كلمهء أصيل بدل شود .
و امّا اشكال و بحث ما بر سر فلسفه كه آن را كهنه و قديمى و منعزل دانستهاند ، اينست كه :
علم فلسفه كه به آن حكمت مىگويند و به دارندهاش فيلسوف و حكيم گويند ، از ميان جميع علوم ، از شريفترين علومى است كه تا به حال در تاريخ بشريّت ، انسان بدان دست يافته است . زيرا علم انسانسازى است به قدر وسع و اندازهء قدرت و توان بشرى .
[ آيات واردهء در قرآن كريم كه بشر را تشويق به آموختن علم حكمت مىنمايد ]
در قرآن مجيد در موارد عديده سخن از حكمت به ميان آمده است ، و حضرت بارى تعالى شأنه العزيز در مقام توصيف و ستايش از پيغمبر مكرّمش وى را بدين صفت ستوده است كه : او به مردم تعليم حكمت مىنمود :
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ .
« 1 » « اوست خداوندى كه در ميان مردم درس نخوانده و در دامان مادر پرورش يافته ، از خود آنها پيامبرى را برانگيخت تا براى ايشان آيات خدا را تلاوت كند ، و آنان را رشد و نموّ دهد و كتاب و حكمت را تعليمشان نمايد . و تحقيقا پيش از اين بعثت ، آن مردم در گمراهى و ضلالت آشكارى فرورفته
هامش
- قرن پيش از اين نظريّهاى در باب علم دادند و گفتند : شرافت و فضيلت علم براى بهرهمندى از طبيعت است . فلهذا شرافت علم را از اصالتش انداختند . گرچه اين نظريّه موجب آبادى طبيعت به دست انسان شد ولى همين نظريّه ، انسان را به دست خود انسان خراب و فاسد نمود . »
( 1 ) - آيه 2 ، از سورهء 62 : الجمعة