تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
ما قبل از بحث و ورود در متن مسئله ، و غور و بررسى در مواضع خطا و مواقع اشتباه اين عبارات ، ناگزيريم بدين نكته توجّه كنيم :

[ استعمال لفظ « قديم » و « جديد » از حربه‌هاى استعمار است ]

لفظ قديم و لفظ جديد را كه بر سر فلسفه و يا هر علمى و يا دينى و مكتبه‌اى و مدرسه‌اى در مىآورند ، با گام اوّل خواسته‌اند فاتحهء قديم را بخوانند ، و شنونده را در اين موطن جديد ، هر چه باشد وارد كنند . و اين از مهم‌ترين و رساترين حربه‌هاى استعمار است كه : در وهلهء اوّل مىخواهد به عنوان قديم و قدمت كه متضمّن معناى كهنگى و پارگى و فرسودگى است ، با استعمال اين لغت ، آن معنى و محتوا را چنان در ذهن شنونده بزند و بكوبد ، كه تا ابد آن را فراموش كرده و در زير خاك نسيان دفن كند ، و هرگز اشتهاى حتّى رؤيت خارجى و تماشاى منظر ظاهرى از آن را هم در سر خود نپرورد . وقتى مىبينيم : مدارس را به قديم و جديد ، يعنى به مدارس طلّاب علوم دينيّه و معارف اسلاميّه ، و به دانشگاههائى با متد و سبك اروپائى نام مىنهند و به آنها قديمى و به اينها جديدى مىگويند ، با اين عمل خود فاتحهء علم و دانش ، و مكتب ، و حقيقت و شرف و انسانيّت ، و رسول و امام و فرشته و حديث و قرآن را خوانده‌اند ؛ و در عوض ، مادّيّت و زرق و برق آن را ترويج كرده و مكانيزم بار آوردن نسل را تأييد نموده‌اند و برده و اسير فرهنگ منحطّ ، و اخلاق مشئوم ملّتهاى يهود و نصارى ، از شرق و غرب كرده‌اند . يعنى همين‌كه بگويند : اين مدرس جديد است و آن دگر قديم ، نصف راه بلكه دو ثلث آن را براى مقاصد شوم خود طىّ كرده‌اند . از همهء قديمىها قديم‌تر خداست ؛ و از همه جديدىها جديدتر خداست . او قديم و جديد ندارد ، او هميشه هست . هميشه زنده و عالم و