تفسير شده است . « 1 » در اين مقاله نادرستىها و اشتباهات بسيار است . و ما به نظر خود مواضع اشتباه را برمىشمريم :
[ إشكال اوّل ؛ « اصالت و ابديّت دين إلهى و محدوديّت فهم بشرى » ]
اشكال اوّل آنست كه : نويسنده با آنكه در مواضع متعدّد مىگويد :
شريعت همچون طبيعت ، ثابت و لا يتغيّر است و آنچه تغيير مىپذيرد فهم آدمى است از آن دو ، و اين تغيّر فهم هم بنا بر ضرورت محيط و پيدايش علوم و كسر و انكسار معلومات قبلى و پديدههاى فعلى ، امريست اجتنابناپذير ؛ معذلك در مقام تشريح و بيان چنين نتيجه مىدهد كه : مجموعهء دانش آدمى در هر عصر - از فهم دانشهاى تازه پديد و اكتشافات و علوم نوخاسته و فلسفههاى عصرى - بايد ميزان و معيار او در شناخت قرآن و سنّت پيامبر قرار گيرد . و آنچه را كه فقه و فقيهان و تفسير و مفسّران و حديث و محدّثان مىفهميدند و استنباط مىنمودند و مبناى كار خود قرار مىدادند بايد به متد امروزه درآيد و با سبك و اسلوب دنياپسندانه و مكاتب و مدارسى كه در امروز حاصل و نتيجهء علوم و تحقيقات خود را ارائه مىدهند تطبيق نمايد .
و حاصل مطلب آنكه : يك عالم و يك مفسّر و يك فقيه هيچگاه نبايد بر أمر تعبّدى تكيه زند ، و در علم و تفسير و فتواى خود مراعات احتمال مراحل عاليه و منازل ساميهاى را كه خود بدان دست نيافته است بنمايد ، و قرآن و سنّت و اسلام را بر محور تعبّديّات بگذارد ! هر چه علم روز بدان تكيه زد ، بايد همان را محلّ تكيه و اعتماد دانست ؛ و پويائى فقه و علم در همين است و بس . « 2 »
هامش
( 1 ) - « كيهان فرهنگى » شمارهء ترتيب 50 و 52 ، ارديبهشت ماه 1367 و تيرماه 1367 شمسى ، شمارهء 2 و شمارهء 4
( 2 ) - مستشار عبد الحليم جندى كه يكى از اركان مجلس اعلاى شئون اسلامى مصر