تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

[ طريق تشخيص اسرائيليّات از روايات معتبره ، صحّت سند روايت است ]

اين روايات بوسيلهء عالم و مجتهد فقيه بصير ، بواسطهء علم درايه و رجال ، و بواسطهء علم اصول فقه و بحث از كيفيّت حجّيّت خبر و بحث از تعادل و تراجيح و كيفيّت تقديم بعضى از روايات بر بعضى ديگر ؛ خوب مشخّص و معيّن مىشود . و فقيه و متبحّر و متخصّص در اين فنّ به مجرّد رؤيت روايت مىفهمد كه آيا اين حديث مردود است و يا مقبول ؟ از اسرائيليّات است و يا از غير آنها . و جهت اين مسئله آنست كه همان‌طوركه گفتيم ، راوى اين گونه احاديث يا بايد سنّى وضّاع و كذّاب باشد ؛ نه سنّى موثّق ( زيرا مرد سنّى مذهب اگر در مذهب خود عادل و يا ثقه باشد ، روايتش در نزد شيعه مقبول است . ) و يا بايد مجهول الحال باشد ؛ و يا اگر شيعه هست ، بايد توثيق نشده باشد و بر صدق او علماى رجال شهادت نداده باشند . و در هر صورت از اين صور ، روايت را ضعيفة السّند و راوى آن را ضعيف مىشمرند ؛ و قابل عمل نمىدانند . زيرا مطابق فرض ما ، شخص امين و عادل و موثّق ، از روى عمد بر پيغمبر و امام دروغ نمىبندد . متكفّل تشخيص هويّت ، و شخصيّت ، و مذهب ، و نام و نشان ، و كيفيّت هريك از راويان را جدا جدا ، علم رجال است ، كه از زمان نجاشى و شيخ طوسى و كشّى و علّامهء حلّى ، تا برسيم به زمان خودمان كه جامع‌ترين و مفيدترين رجال را من حيث المجموع مجتهد خبير و فقيه بصير : مرحوم آية الله حاج شيخ عبد الله مامقانى تغمّده الله برحمته در سه مجلّد قطور رحلى نوشت و بطبع رسانيد و به نام « تنقيح المقال فى علم الرّجال » موسوم كرد . « 1 »
هامش
( 1 ) - در « الذّريعة الى تصانيف الشّيعة » ج 4 ، ص 466 ، شمارهء 2070 گويد : « اين