تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مادرى براى آدم بوده ، و قول به تبدّل انواع را امضا نموده باشند . امّا آن مفسّر جديد كه به علوم جديد آشنائى داشته است ، خوب بود نام مىبرديد ! از اين گذشته ، الآن هم كسانى هستند كه به علوم جديد آشنائى كامل دارند ؛ و نيز در تفسير قرآن يد طولا دارند ، بدين معنى كه مىتوان به آنها مفسّر گفت ؛ مع‌ذلك فرضيّهء تبدّل انواع را مردود شمرده و بحث از آن را بازيچهء دست نارسان ميدانند ، و جدّا قائل به اعجازيّت آفرينش دفعى آدم هستند . و به عبارت امروز فيكسيسم صد عيارند نه ترانسفورميسم . ثالثا : شما قائلين به اعجازيّت آدم را از مستدلّين به كتاب الهى ، موروث خاطرات تلقينى و تعبيرات ارثى مىشمريد ! چگونه خود را و همهء هم‌قطاران خود را مولود خاطرات تلقينى ، و موروث فرضيّه‌ها و نظريّه‌هاى فعلى نمىشمريد ؛ با آنكه غير از وهم و پندار و حدس و گمان چيزى نيست ! ؟ رابعا : تصريح داريد كه تورات به قالب معتقدات دينى سائر اديان در آمده ؛ و از جمله تعبيرات ساختگى اين كتاب ، در تفسير آيات قرآن و بنابراين اعتقادات اسلامى ، بىتأثير نبوده است . تفاسير قرآن ما دربارهء خلقت آدم ، از صدر اسلام همچون أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و شاگرد ممتازش در تفسير : ابن عبّاس ، و سعيد بن جبير و أمثالهم مىباشد . بنابراين تحقيقا اگر نگوئيم اين گونه تفسير ، در تورات و روش تفسيرى آن مؤثّر بوده است ؛ نمىتوانيم بگوئيم مطالب تورات در روش تفسيرى قرآن كريم اثر گذارده است . روايات وارده در تفسير ، منحصر به كعب الأحبار و أبو هريره و عبد الله ابن سلام نيست تا با رمى به اصالتشان ، بتوان در تفسير حقائق قرآن ترديد كرد . خامسا : شما گفته‌ايد : مع‌ذلك بعضى از مفسّران به تلقين آنچه در