ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ .
« 1 » « بگو : اى اهل كتاب ! شما هيچ ارزشى نداريد و در پايهء دين خود استوار نيستيد ، مگر زمانى كه تورات و انجيل و آنچه را كه از آيات قرآن از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است برپا داريد ! و ليكن سوگند كه بسيارى از ايشان اينطور هستند كه آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل مىشود ، موجب فزونى كفر و بسيارى طغيان و سركشى آنها مىگردد .
بنابراين نبايستى كه تو بر گروهى كه كفر مىورزند تأسّف خورى ! » ثانيا : شما گفتهايد : بعضى از مفسّرين به تلقين اسرائيليّات قائل به ساختن هيئت آدم از گل شدهاند . و بعدا گفتهايد : رواج و توسعهء چنين تعبيرات از آيات قرآن به اندازهاى بوده است كه مفسّران جديد هم ، جز معدودى از ايشان كه به علوم جديد آشنائى داشته و داراى ذهن روشنتر براى دريافت حقائق بودهاند ، باز نتوانستهاند فارغ از تعبيرات قديم بمانند .
در اينجا بايد گفت : تناقض صريح در كلام شماست كه اوّلا مىگوئيد بعضى از مفسّرين ، و ثانيا مىگوئيد به اندازهاى توسعه داشته كه جز معدودى از مفسّرين جديد نتوانستهاند فارغ بمانند .
و علاوه در ميان جميع مفسّران جديد و قديم ، همهء آنهائى كه داراى ارزش تفسيرى هستند و به آنان مىتوان مفسّر گفت ؛ همه و همه قائل به دفعيّت و خلقت آدم از گل هستند . اينك در نزد حقير قريب به پنجاه دورهء تفسير از شيعه و عامّه از صدر اسلام تا كنون است ؛ ما در جائى از آنها نديديم كه قائل به پدر و
هامش
( 1 ) - آيه 68 ، از سورهء 5 : المائدة