تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
هامش
- اتّكاء به آنكه ازدواج با خواهران سفاح است ، ظاهر آيه قرآن را ردّ مىنمايند ؛ كلامى عوام‌پسند و خالى از تحقيق است . زيرا اوّلا آيه از ظهور بالاتر و قريب به نصّ است ، چون در مقام بيان خصوصيّت و كيفيّت انتشار فرزندان آدم است . و حضرت علّامه در مواضع عديده از تفسير خود آورده‌اند كه روايات واردهء در تفسير ، غير از روايات واردهء در احكام است و بايد خبر واحد نباشد بلكه مقطوع الصّدور باشد . ثانيا ازدواج اولاد آدم با فرشتگان و حوريان بهشتى و يا با ديوان و جنّيان در اين عالم مادّه و طبيعت ، مخالف اصول علميّهء طبيعيّه و مخالف قواعد و اصول عقليّهء حكميّه است . زيرا ازدواج يك فرد طبيعى با يك فرد مجرّد معنوى جز به طريق اعجاز صورت نمىگيرد . و ظاهر روايات اعجازى در بين نبوده است و گرنه ممكن بود مانند عيسى بن مريم ، اولاد آدم در مرتبهء نخستين بدون پدر و يا بدون مادر متولّد شوند . ثالثا نزول فرشته و حوريّه طبق آيات قرآن با اصل و ثبات اين نشئه متصوّر نيست چنان كه در بسيارى از آيات وارد است كه :وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ .( آيه 9 ، از سورهء 6 : الأنعام )قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا .( آيه 95 ، از سورهء 17 : الإسراء )وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ. ( ذيل آيه 8 ، از سورهء 6 : الأنعام ) رابعا اين فرضيه مستلزم آنست كه در آباء انبياء گرام و ذوات مطهّره ، غول و جنّ شركت داشته باشند ، و حاشاهم عن ذلك . خامسا نزول حوريّه و جنّيّه در عالم طبيعت بالأخره بايد مرجعش به انسان خوش سيرت و بدسيرت برگردد . زيرا تلبّس فرشته و جنّ به لباس مادّه جز انسان نخواهد شد ، و در اين صورت قول قائلين به تكامل انواع و عدم انتهاء نسل بشر به آدم و حوّا تقويت مىشود ؛ و فساد اين گفتار مفصّلا ذكر شد . - آية الله شعرانى در كتاب « راه سعادت » طبع اوّل ، ص 138 و 139 آورده‌اند كه : « يهود و نصارى مىگويند : نسخ در احكام خدا نيست . چون در ارادهء خداوند تغيير پيدا نمىشود . و هر حكم كه كرد ، ازلا و ابدا حكم همان است . و گويند : اوّلين شريعت را