آنگاه پس از ذكر آياتى از قرآن كه در مطاوى بحث ما گذشت فرمودهاند :
« اين آيات ، همانطوركه مشهود است ، گواه است بر آنكه سنّت خداوند در بقاء اين نسل آنست كه بواسطهء نطفه باشد ، لكن در ابتداى ظهور ، ظهورش را از خاك نمود . و اينكه آدم از خاك آفريده شده است ، و مردم پسران آدم هستند .
بنابراين ، ظهور آيات در منتهى شدن اين نسل به آدم و زوجهاش جاى ترديد نيست ؛ و اگر چه تأويل آنها نيز ممتنع نمىباشد .
[ مراد از آدم در قرآن ، آدم شخصى است نه آدم نوعى ]
و بعضى گفتهاند : مراد از آدم در آيات خلقت و سجده ، آدم نوعى است ، نه شخصى . گويا مطلق انسان را از جهت آنكه خلقتش از زمين است ، و از جهت قيامش به امر توالد و تناسل ، به نام آدم دانستهاند .
و گاهى نيز از گفتار خداوند :
وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
.
( سورهء اعراف ، آيه 11 ) « و سوگند كه تحقيقا ما شما را آفريديم ، و سپس شما را صورتبندى نموديم ، و سپس به فرشتگان گفتيم كه : به آدم سجده كنيد . » براى مدّعاى خود دليل مىآورند . زيرا كه اين آيه خالى از إشعار نيست به اينكه فرشتگان مأمور به سجده شدند براى كسى كه خداوند او را از جهت اصل خلقت و از جهت صورتبندى آماده نموده بود . و آيه مىگويد : آن جميع افراد است نه شخص انسان واحد معيّن ، زيرا مىگويد :
وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ
- تا آخر آيه .
و همچنين گفتار خداوند كه :
قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ
- إلى أن قال :
قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
- إلى أن قال :
قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
. ( سورهء ص ، آيه 83 )