بده و بگو كه اگر مدّت اجل و مهلت مرا تا روز قيامت قرار دهى ، در ازاء اين بزرگ منشى و كرامت و برترى كه به آدم عليه من عنايت نمودى ، سوگند كه البتّه و البتّه من افسار بر دهانهء ذرّيّه و اولاد او مىزنم ، مگر افراد اندكى را . و بر آنان مستولى مىگردم ، و با استيلاء و سيطرهاى كه بر آنان پيدا مىنمايم ، آنان را به دنبال خود مىكشم . » و سپس در بحثى مستقلّ در عمر نوع انسان ، و انسان اوّلى ؛ پس از بسط گفتار در سخنان علماء طبقات الأرض كه معتقدند عمر اين نوع انسان ، از ميليونها سال تجاوز مىكند ، و از پيدايش فسيلهاى انسان و اجساد و آثار يافتشده درازاى عهد انسان را از پانصد هزار سال مىگذرانند ؛ مىفرمايند : « اين مطلبى است كه آنان مىگويند . مگر اينكه دليل قانع كنندهاى ندارند كه انسان را قانع كند و نفس را راضى كند به اينكه : اين نسل فعلى بدون انقطاعى ، متّصل به امّتهاى گذشته و اعقاب ماضيه بوده باشد .
زيرا مىشود كه نوع انسان در اين زمين پيدا شده باشد و كثرت و رشد نموده باشد و مدّتها نيز زندگى كرده باشد ، و سپس منقرض شده باشد ؛ و پس از آن ، پيدا شدن انسان و منقرض شدنش مكرّر شده باشد . و بر همين نهج ، دورههاى عديدهاى گذشته باشد بهطورىكه اين نسل حاضر ما آخرين أدوار بوده باشد .
و امّا قرآن كريم صريحا متعرّض آن نشده است كه نوع انسان آيا منحصر است در اين دورهاى كه ما در آن هستيم ، و يا آنكه ادوار متعدّدى را گذرانده است و ما در آخرين دورهء آن مىباشيم ؟
گرچه ممكنست استشمام اين معنى را از گفتار خداوند بنمائيم :
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ
- الآية . ( سورهء بقره ، آيه 30 )