شدهاند ، يعنى ميمون نمىتواند حلقهء رابط باشد . آن حلقهء رابط اينك براى ما معلوم نيست . و چون در آثار ارضى از فسيلها و غيره چيزى بدست نيامده است ؛ در صورت نظريّهء تكامل بايد بگوئيم : آن حلقهء رابط در جهان بوده است ، ولى مفقود الأثر است . آن چه بوده است و كدام حيوان با چه مشخّصاتى بوده است ؛ هيچ معلوم نيست ، و كسى هم ادّعاى شهود نكرده است .
بنابراين ، زيست شناسان تا اين حلقهء رابط را پيدا نكنند ، و نشان ندهند ، و به اثبات نرسانند كه واسطهء بشر و سائر حلقهها بوده است ؛ ابدا نظريّهء تكاملى نمىتواند به صورت مسألهء علمى مطرح گردد . اينك هر چه هست فرضيّه است .
فرضيّهاى كه اگر حلقهء رابط هم تمام بود و معلوم بود ، پس قانون تكامل كامل بود .
چهارم آنكه : اگر حلقهء رابط هم پيدا بود ، باز سلسلهء نسل بشر را به طبقات حيوان پيشين نمىتوانست اثبات نمايد . زيرا اثبات سلسلهء نسب به آن حيوانات تكسلّولى ، بنا به رأى و نظريّهء مادّيّون كه خدائى نيست و عالم و قادر و زندهاى نيست كه تمام جهان مادّه را به ارادهء فعليّهء خود بگرداند و اداره كند ، تمام بود ؛ امّا به نظريّه و فلسفهء الهيّون تمام نمىشود . زيرا الهيّون مىگويند :
خداوند عليم و قدير و حىّ و خالق ، با ارادهء خود عالم را ايجاد كرد ؛ و الآن هم با همان حيات و علم و قدرت و تدبير خود مىگرداند و اداره مىنمايد .
[ در حكمت متعاليه ، آفريدن خدا از راه سنّت تكامل و يا از غير آن يكسان است ]
در اين صورت تمام تغييرات در عالم ، چه آنهائى كه روى اسباب ظاهريّه باشد ، مثل حركت خورشيد و ماه و پيدايش فصول و آمدن باران از آسمان و روئيدن درختان سرسبز و گياهان و حبوبات و غيرها ؛ و چه آنهائى كه روى اسباب ظاهريّه نباشد ، مثل شقّ القمر « 1 » و تكلّم حضرت عيسى در هنگام تولّد 2 و
هامش
( 1 ) - آيات 1 تا 3 ، از سورهء 54 : القمر :اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ * وَ إِنْ يَرَوْاءاية