بود كه مقالاتى بر ضد كرومر منتشر كنند . شميّل در پاسخ به سخنان كرومر نخست مىكوشد كه هماننديهاى اسلام و مسيحيّت را نشان دهد ؛ به اين منظور مىگويد كه : غايت همهء دينهاى بزرگ ، رستگارى انسان ، دادگرى و مهربانى و هم سودى مردمان است . اسلام و مسيحيّت هريك به راهى در پى اين مقصود مىكوشند . اسلام تهيدستان را در اموال توانگران شريك مىگرداند ، و مسيحيّت از انسان مىخواهد كه در خدمت به همنوع ، خويشتن را يكسره فراموش كند . اسلام دين كوشش است و مسيحيّت دين بينش . اوّلى به محسوسات توجّه دارد و دوّمى به مجرّدات . ولى از شگفتيها آنست كه : اينك وضع معكوس شده ؛ پيروان اسلام از كوشش و جنبش بازايستادهاند ، و پيروان مسيحيّت در زندگى عملى به راه افراط رفتهاند .
شميّل از اين نكته نتيجه مىگيرد كه حقيقت اديان ربطى به چگونگى تمدّن يا به گفتهء او عمران جامعهء پيروان آنها ندارد ، و شيوهء زندگى پيروان هيچ دينى را نبايد هميشه دليلى بر درستى يا نادرستى عقائد دينى آنان دانست . و حال آنكه ايراداتى كه كرومر به اسلام مىگيرد ، مربوط به رفتار مسلمانان در تاريخ است نه خود اسلام . » « 1 »
[ بحث و إشكال در مورد فرضيّهء داروين ]
بارى ، اينك بحث در چند مرحله واقع مىشود :
اوّل آنكه : بر فرض صحّت فرضيّهء داروين و آنكه بگوئيم اصل انسان از ميمون است و اصل ميمون از حيوانات و طبقات قبل از خود تا برسيم به حيوانات دريائى و تكياختههاى اوّلين ، و بگوئيم كه آنجا مبدأ حيات بوده است و سپس حيات در اثر تكامل مادّه بدينطريق رو به تكامل گذارده است ، تا پس از صدها ميليون سال ، حيات فعلى را در عالم بشريّت به صورت كنونى
هامش
( 1 ) - « سيرى در انديشهء سياسى عرب » ص 50 و 51