تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
فقط هم درجه و هم رتبهء با معصومش نمىكند ؛ و در دقائق و ظرائف مراحل سلوك و عرفان ، او را به يك درجهء پائين‌تر نگاه مىدارد . اين بود حقيقت آنچه از زيد شهيد سلام الله عليه به نظر مىرسد . مرحوم مجلسى در « مرآت العقول » « 1 » مفصّلًا از زيد و أقوال دربارهء او بحث نموده است . و از اينجا بدست مىآيد : توجيهى را كه بعضى همچون صاحب « تنقيح المقال » نموده‌اند كه قيامش به أمر حضرت صادق عليه السّلام بوده و تقيّةً براى عدم انتساب به حضرتش اين نهىها و أخبار صادر شده است ، صحيح و وجيه نيست . اين حقيقت قيام و مقام زيد بود و روايتى كه ذكر شد : ( اى زيد ! قيام تو قبل از قيام مهدىّ مانند قيام آن پرنده‌اى مىماند كه قبل از آنكه بالهايش استوار شده باشد بخواهد پرواز كند ، در اين صورت بر روى زمين مىافتد و بچّه‌ها با او بازى مىكنند ؛ و من خائفم كه قيام كنى و مصلوب در كناسهء كوفه باشى ! ) راجع به اين جهت است . حضرت با آن نور ولايت مىبينند كه اين قيام ، قيامى است كه هيچ نتيجه ندارد ؛ و خود زيد هم كشته مىشود و سرش را مىبرند و بر بام قصر هشام نصب مىكنند ؛ و بعد همين سر را مىآورند و در مدينه ، در مقابل چشم بنى الحسن و بنى الحسين و علويّين و فاطميّين نصب مىكنند و بدنش هم در كناسهء كوفه چهار سال مىماند و هيچ فائده‌اى هم ندارد . حضرت مىفرمايد : الآن صبر كن ! اين علمت را ، اين تقوايت را ، اين پاكيزگى و شجاعتت را در مكتب ما بياور و درس بخوان و درس بده و بگذار اين فرهنگى كه از بين رفته است گسترش پيدا كند ! آن هنگامى كه وقت قيام برسد ، مىرسد . و زيد در اينجا اشتباه كرد ؛ او تمام قوا و قدرت خود را در شمشير گرد آورد و علم خود و حيات خود را هم از دست داد و بى نتيجه ماند . حضرت
هامش
( 1 ) « مرءاة العقول » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 261
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 54 | السيد محمد حسين الطهراني