عموى خود عبّاس جارى نمودم كه مرد رباخوارى بود و از مردم منفعت پول مىخواست . بايد فقط همان أصل مال پرداخت گردد ؛
فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ
. « 1 »
حكومت إسلام بايد بر أساس
لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ
معاملات و اقتصاد را برقرار كند . و ربا ، و لو يك درهم حرام است ؛ و سيستمهاى بانكدارى كه در آنها منفعت پول و ربا هست ، و لو يك درصد يا نيم درصد ، تمام مردود است و خلاف اصول مسلّمهء إسلام است .
خون مسلمانان و جان آنها نيز محترم است ؛ چه به عنوان خود إسلام و يا به عنوان ذمّهء إسلام . البتّه همانطور كه سابقاً بيان شد ، ديهء مسلمان با شخص ذمّى متفاوت است ؛ و به صرف اينكه يهود و نصارى در ذمّهء إسلام هستند و در مملكت إسلام زندگى مىكنند و از أفراد آن كشور به حساب مىآيند ، نميتوانيم بگوئيم : در همهء حقوق ، حتى در قيمت جان ، با مسلمين مساوى هستند .
قيمت جان مسلمان - البتّه در ديهء خَطَئى و يا قتل عمد اگر تنازل به ديه شود - هزار دينار طلاى مسكوك است ؛ ولى ديهء يك فرد ذمّى هشتصد درهم ، يعنى از يك دهم نيز كمتر است . حفظ جان مسلمانان و أفرادى كه در ذمّهء إسلام هستند بر عهدهء حكومت است ، و حاكم نبايد بگذارد يك فرد مسلمان ، و يا يك فرد ذمّى كشته شود ؛ أمّا أفرادى كه در ذمّهء إسلام نيستند قيمت و ارزشى ندارند و خونشان هم احترام ندارد .
ما مىبينيم فقهاء رضوان الله عليهم در كتب فقهيّهء خود تمسّك مىكنند به حديث : النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ . مردم مسلّطند بر مالها و بر جانهاى خود . »
يعنى كسى نمىتواند ديگرى را مجبور بر كارى كند ، يا اينكه خون كسى را بريزد ، يا مال كسى را ببرد ، يا او را أمر كند ( قهراً يا كُرهاً ) كه مالش را در يك
هامش
( 1 ) ذيل آيه 279 ، از سورهء 2 : البقرة