« اينست و جز اين نيست كه : قول مؤمنان ، در زمانى كه آنها را به خدا و رسول دعوت كنند براى اينكه ميان آنها حكم كند ، اينست كه بگويند :
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
: گوش محض هستيم و إطاعت محض هستيم . (
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
همان عنوان سمع و طاعتى است كه عرض شد در اصطلاح از آيه قرآن و از خبر گرفته شده است . )
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
. » بنابراين ، أصل ، إطاعت امّت از والى طبق اين آيه شريفهء قرآن است .
و أمّا مُفاد آيه :
إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ
، خصوص حكم در منازعات و مرافعات و مناقشات نيست ؛ بطور كلّى بايد كه امّت بسوى خدا و رسول خدا رجوع كنند ، تا اينكه حكم خدا و رسول بر آنها جارى بشود ، و اينها بايد بالسّمع و الطّاعة قبول كنند .
اين آيه شريفه در مجموعهء آياتى است كه زنجيروار در پى هم آمده است و مطلب مهمّى را بيان مىكنند .
أمّا آيات قبل از اين ، چنين است :
وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ
. « 1 »
« مى گويند : ما به خدا و رسول خدا إيمان آورديم و إطاعت كرديم ؛ سپس جماعتى از اينها پشت نموده از أوامر تو تخلّف مىورزند . اينها مؤمن نيستند :
وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ .
»
وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ
. « 2 »
« زمانى كه بسوى خدا و رسول خدا خوانده بشوند تا رسول خدا در ميان آنها حكم كند ، فريقى از آنها إعراض مىكنند و اين دعوت را نمىپذيرند . »
وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ
. « 3 »
« أمّا اگر حقّ لَهِ آنها باشد و بدانند كه اين حكمى كه رسول خدا مىدهد به نفع آنهاست بسوى پيغمبر مىآيند ، با إذعان و اعتراف . » پس آن جائى كه حقّ لَهِ
هامش
( 1 ) آيه 47 و 48 و 49 ، از سورهء 24 : النّور
( 2 ) آيه 47 و 48 و 49 ، از سورهء 24 : النّور
( 3 ) آيه 47 و 48 و 49 ، از سورهء 24 : النّور