آنهاست قبول دارند ، أمّا آن جائى كه عليه آنهاست إعراض مىكنند . يعنى : خلاصه اينها به دنبال حقّ و دنبال صدق نمىروند ، دنبال منويّات خود مىروند ، أعمّ از اينكه با حقّ سازش داشته باشد يا نه .
أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
. « 1 »
« چرا اينها اينطور هستند ؟ ! آيا در دلهاى آنها مرض است كه بواسطهء اين مرض حقّ را قبول نمىكنند و مدركات و منويّات خود را مىپذيرند ( قلب ، مريض است ) ؟ يا در صداقت رسول خدا شكّ و ريب پيدا نمودهاند ، كه اين پيغمبر راست نمىگويد و در حكمش ظلم و جور ديده مىشود ؟ يا اينكه مىترسند خدا و رسولش بر آنها حيف كنند ؟ يعنى ظلم كنند و از آنها يك فَيى را به نفع خود بربايند .
أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ
معنيش اينست كه : مىترسند خدا و پيامبرش بواسطهء حكم خود خيرى يا عزّتى يا فلاحى را از اينها بربايند و براى خودشان ببرند .
بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
؛ اينها با اين روش و سلوك از ستم كارانند . »
بعد مىفرمايد :
إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
. « 2 »
بعد مىفرمايد :
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ
. « 3 »
« كسى كه از خدا و رسول خدا إطاعت كند و از خدا خشيت و پرهيز داشته باشد ، اينها فائزند . »
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ
. « 4 »
« قسم مىخورند به پروردگار به قسمهاى غِلاظ و شِداد كه اگر به آنها أمر
هامش
( 1 ) آيات 50 تا 53 ، از سورهء 24 : النّور
( 2 ) آيات 50 تا 53 ، از سورهء 24 : النّور
( 3 ) آيات 50 تا 53 ، از سورهء 24 : النّور
( 4 ) آيات 50 تا 53 ، از سورهء 24 : النّور