تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
تمام جهات حُسن و خوبى را براى او در نظر مىگيرد ، و تمام جهاتى كه موجب ضعف و ذلّت و پستى و نكبت است از او بر مىدارد ) نصيحت من حقّى است كه شما بر من داريد . ديگر اينكه مال و خراج و فَىء شما را همانطور كه حقّ شماست به شما برسانم ، و آنچه از بيت المال و فَىء بدست من مىآيد از شما مضايقه نكنم ( حيف و ميل و تعدّى نكنم ؛ به نحو كافى و وافى صحيحاً و سالماً آنها را بين شما قسمت كنم ) . ديگر اينكه شما را تعليم كنم تا از جهل بيرون بياييد ، و تأديب كنم براى اينكه بفهميد . يعنى تنها حقّ شما بر من اين نيست كه فقط مالتان را زياد كنم ، و يا خانهء شما را بسازم ، زراعت شما را آباد كنم ، برق و آب برايتان بياورم ، تنها اين نيست ! تَعْلِيمُكُمْ ، يعنى شما جاهليد و امّتيد و رعيّت و من والى شما هستم ، حقّ شما بر من اينست كه از تمام آن ثمرات فكرى كه دارم بر شما نثار كنم و شما را به إسلام و إيمان و إيقان دعوت كنم ، براى اينكه از جهل بيرون بيائيد ! و شما را أدب كنم ، مانند درختى كه هَرَس مىكنند و زياديهاى او را مىزنند تا اينكه اين درخت آماده شود براى ميوه دادن . شما هم نفوسى هستيد هيولانىّ ، قابليّت براى همه چيز داريد . اگر هرس نشويد ، تأديب نشويد به رياضتها ، يعنى به آداب شرعيّه أدب نشويد ، شما مانند درخت هرزه بيرون مىآئيد و هيچ قابل استفاده نخواهيد بود ؛ چوب درخت هرزه را بايد ببرند و بسوزانند . أمّا اگر شما را تأديب كنم إنسان بار مىآئيد ، إنسان كامل . اين حقّى است كه شما بر من داريد . أمّا حقِّ من بر شما اينست كه : در بيعتى كه با من به إمامت و إمارت كرديد ، وفادار باشيد . ديگر اينكه نصيحت در حضور و غيبت كنيد . چه در حضور و چه در غيبت