غذاى روح است ، مثل نماز است و دائماً إنسان بايد بخواند .
بارى ، اينكه حضرت ميفرمايد : ثُمَّ اعْلَمْ يَا مَالِكُ ! مثل اين است كه أمير المؤمنين به ما خطاب مىكند ! و ما بايد مرتّب عبارتهايش را بخوانيم تا اينكه پيوسته جان و روح ما با اين مطالب انس پيدا كند و ساخته شود ، و إلّا مِن حيث لا نشعر از دست مىرويم . رياست و حكومت طورى است كه كم كم به إنسان أثر مىكند ؛ و مثل بادى است كه مىوزد و كم كم بعضى از چيزها را با خود بر مىدارد و ميبرد ؛ و چون به تدريج ميبرد إنسان نمىفهمد ؛ كم كم روح أنانيّت و استكبار و خودمنشى و خود رأيى در إنسان مىآورد و به عنوان رياست و حكومت أمر و نهى مىكند در حالى كه خود خبر ندارد كه از دست رفته است . و هيچ چارهاى نيست جز اينكه إنسان پيوسته خودش را در مسكنت و عبوديّت قرار بدهد ؛ و هيچ راهى نيست جز اينكه اين نامه را پيوسته إنسان مطالعه كند .
از جمله مطالبى كه أمير المؤمنين عليه السّلام راجع به خودسازى مالك در اين نامه به او تذكّر مىدهند اين است :
ثُمَّ أُمُورٌ مِنْ أُمُورِكَ لَابُدَّ لَكَ مِنْ مُبَاشَرَتِهَا ؛ مِنْهَا إجَابَةُ عُمَّالِكَ بِمَا يَعْيَا عَنْهُ كُتَّابُكَ .
« اى مالك ! پس از بيان مسائلى كه راجع به أصناف هفت گانهء ملّت به تو گوشزد نموديم ، اينك امورى است كه اختصاص به تو دارد و تو بايد مباشر آن باشى و نمىتوانى آنها را به كس ديگرى بسپارى !
از جملهء آن امور اين مطلب است : چنانچه كُتّاب و نويسندگانى كه شرح مراجعات عمّال و مردم را به تو گزارش مىدهند بواسطهء ازدياد مراجعات و تراكم مرافعات نتوانند آنطور كه بايد و شايد مطالب را به تو ياد آورى كنند ، در اين صورت تو خود بايد سراغ عمّال خود به روى و احتياجات و نياز آنها را از خودشان بشنوى تا امور مربوط به آنها بواسطهء اشتغال به امور مردم فراموش نگردد . »
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٤