كنيم ؟ ! آيا نماز شب مقدّم است يا اين امور ؟ !
مرحوم شيخ گفت : اين حرفهاى شما بهانه است . شما قِرْشه مىكشيد يا نه ؟ ! ( عربها به قليان قرشه مىگويند و قليان زياد مىكشند ) شما فرض كنيد يك قرشه مىكشيد ؛ يك قرشه كشيدن پنج دقيقه ، ده دقيقه بيشتر طول مىكشد ؟ ! همين نماز شبى كه شما مىخوانيد بجاى قرشه ! يك قرشه را تعطيل كنيد ، نماز شب بخوانيد .
و واقعاً هم ما بهانه مىآوريم . ما وقتى مىنشينيم سر سفره مىخواهيم غذا بخوريم ، وقتى در آداب اجتماعى سخنى داريم و وقت خود را به تعارفات مىگذرانيم ، به هيچ وجه به حساب نمىآوريم ؛ أمّا دو دقيقه كه مىخواهيم نماز بخوانيم گويا به نزِع روان افتادهايم و آتش به جان ما افتاده است .
مى گويند : بايد إنسان در امور اجتماعى دخالت كند ! پس بيچارهها چه مىشوند ؟ يتيمها چه مىشوند ؟ و چه و چه ؟ مىگوئيم : كدام شخص بايد به امور ايشان رسيدگى كند ؟ آن شخصى كه خودش رابطهاش را با خدا برقرار نكرده است ؟ !
حضرت مىفرمايد : اى مالك ! تمام دستوراتى را كه به تو مىدهم بجاى خود محفوظ ؛ ولى بايد بهترين أوقاتت را با خدا خلوت كنى ! بقيّهء أوقات مال سائر مردم . اگر اينطور شد همهء مردم بركت مىبرند ، و گرنه هم خودت ضايع شدهاى و هم سائر مردم ضايع شدهاند .
گاندى جملهاى دارد كه بسيار جملهء زيبائى است . مىگويد : اروپائيها طبيعت و دنيا را شناختند و خود را نشناختند ؛ و چون خود را نشناختند ، هم خود را ضايع كردند و هم دنيا را !
أمير المؤمنين عليه السّلام خيلى خوب مىفرمايد : وَلْيَكُنْ فِى خَآصَّةِ مَا تُخْلِصُ بِهِ لِلَّهِ دِينَكَ إقَامَةُ فَرَآئِضِهِ الَّتِى هِىَ لَهُ خَآصَّةً . فَأَعْطِ اللَهَ مِنْ بَدَنِكَ فِى لَيْلِكَ وَ نَهَارِكَ ؛ وَ وَفِّ مَا قَرَّبْتَ بِهِ إلَى اللَهِ مِنْ ذَلِكَ كَامِلا غَيْرَ مَثْلُومٍ وَ لَا مَنْقُوصٍ ،
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٧