تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
خُثَيم » آورده است ، منافاتى ندارد با اينكه از خودش بوده و از حضرت صادق عليه السّلام نباشد ؛ بلكه مطالب را كلّا از حضرت صادق عليه السّلام نقل مىكند ؛ منتهى گاهى هم بعنوان تأييد ، مطلبى را بعنوان « قالَ فُلانٌ » از خودش ذكر مىكند . اين گونه تعبير إشكال ندارد .

فضيل بن عياض از أعاظم صوفيّه حقيقيّه ، و مورد تصديق نجاشى و شيخ است

على كُلّ تقدير ، از جهت اينكه فضيل مردى بزرگوار و أهل وثوق است و همهء علماء او را به وثاقت شناخته‌اند ، احتمال كذب و تزوير و تَمْويه به او هرگز داده نمىشود . اگر اين كتاب از فضيل باشد ، آن مطالبى كه از سفيان و أمثاله نقل شده است مطالب خودش مىباشد ، نه حكايت از حضرت صادق عليه السّلام ؛ و اين منافات با نسبت دادن كتاب را به حضرت ندارد ، زيرا موارد كلمات و عبارات غير حضرت مشخّص است . بنابراين ، ما ميتوانيم بگوئيم : اين كتاب ممكن است در زمان خود حضرت هم نوشته نشده ، بلكه بعداً نوشته شده باشد ؛ چون فضيل تقريباً چهل سال بعد از حضرت صادق عليه السّلام عمر كرد . و از سنهء صد و چهل و هشت كه حضرت رحلت كردند تا سنهء صد و هشتاد و هفت ، سى و نُه سال مىشود ؛ و در اين زمان فرمايشات حضرت صادق عليه السّلام را كه سابقاً نوشته بود ، اينك تتميم ، و با ضميمه و عباراتى از ديگران به صورت اين كتاب به همان خواصّ از أصحاب تحويل داده است تا مطالب آن را بگيرند و به آن عمل كنند و به حقائق آن برسند . و محصّل بحث ما چنين مىشود كه : نمىتوان اين كتاب را تحقيقاً و صد در صد به حضرت صادق عليه السّلام نسبت داد ، چون ما علم وجدانى نداريم ؛ و از طرفى هم نمىتوانيم از حضرت صادق عليه السّلام - و لو بواسطهء فضيل - نفى كنيم ، زيرا كه دليل بر نفى نداريم . أمّا از آنجائى كه مطالب آن بسيار عالى و نفيس و أخلاقى است ، و بطور كلّى اين مطالب عالى را غير از معادن نبوّت نمىتوانند با اين لطافت بيان كنند ( چون گويندهء آن بايد حتماً كسى باشد