خصوصيّات و أحوالش كه از كتب رجال بدست مىآيد وِزانش مشخّص مىشود ؛ وزان كتابش هم مشخّص مىشود كه اين كتاب تا چه اندازهاى داراى اعتبار است .
أمّا سابقاً بعضى اين كار را نمىكردند و كتاب مجهول المؤلّف شناخته مىشد . بعد از يك قرن كه مىگذشت ، مردم به دنبال مؤلّف آن مىگشتند و پيدا نمىكردند .
بنابراين ، هيچ بُعدى ندارد كه « مصباح الشّريعة » از إملائات حضرت صادق عليه السّلام باشد ؛ و شخصى مثل فضيل و يا أمثال او آن را نوشته باشند . بخصوص فضيل كه داراى اين خصوصيّات و مقامات و درجات است ، و اين خصوصيّات هم از او بيان شده است .
مرحوم نورى مىفرمايد : فضيل نسخهاى از حضرت صادق عليه السّلام دارد ؛ و او از جملهء آن شش نفرى است كه نجاشى و شيخ براى آنها نُسَخى را از حضرت صادق عليه السّلام نقل كردهاند كه به دست ما نرسيده است ؛ و ممكن است كتاب « مصباح الشّريعة » همان نسخهاى باشد كه فضيل نوشته است .
البتّه همانطور كه عرض شد ، نمىشود كتاب « مصباح الشّريعة » به قلم خود حضرت باشد ، به همان دليلى كه در صدر كتاب وارد است كه : « الإمام الحاذق . . . جعفر بن محمّد الصّادق » و در صدر أبوابش دارد : « قال الصّادق عليه السّلام » ؛ ولى التزام به اينكه : املاء و إنشائش از حضرت صادق عليه السّلام بر شخص ديگرى كه آن را نوشته باشد ، چه إشكال دارد ؟
و همانطور كه مرحوم نورى مىفرمايد : فضيل در مجالس خاصّ آن حضرت شركت مىكرد و از مواعظ و نصائح حضرت بهرهمند مىشد . چه إشكالى دارد كه آن مواعظ و نصائح را خودش در صد باب تبويب كرده و به حضرت صادق عليه السّلام نسبت داده باشد ؟ چون كلام از حضرت است .
و اينكه بعضى از مطالب را بعنوان : « قالَ سُفْيانُ بنُ عُيَيْنَة يا قالَ رَبيعُ بن
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٦٢