تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
در ميان شما حكمفرماست حاكم خواهد بود ؛ أمّا اگر مسلمانى يكى از شما را بكشد ديهء آن خونى را كه بايد بدهد تقريباً يك دهم ديهء مسلمان قرار داده شده است . و اين بواسطهء عظمت إسلام است كه شما در پناه دولت آن زندگى مىكنيد ! و ما خود در اين دورهء از تاريخ ديديم كه : در تمام جنگهائى كه بين مسلمين و كفّار واقع شده است ، يهود و نصارى و زردشتيهائى كه در ذمّهء إسلام بودند ، در كمال تشكّل و راحتى زندگى مىكردند ؛ و حتّى همهء مورّخين و مستشرقين هم معترفند كه : عملى كه حكومت إسلام و بيضهء إسلام با أقلّيّتها كرده است ، در هيچ حكومتى سابقه ندارد . در اين صورت اگر إنسان بخواهد آن أفراد يهودى يا كليمى يا زردشتى را هم كه در ذمّهء إسلام هستند در اين جهات با سائر أفراد مسلمان يكسان بداند ظلم است ، و ظلم هم قبيح و غلط است . اينكه مىگوئيم : آنها از أفراد اين مملكت هستند ، بدين معنى نيست كه آنها در اين حقوق هم با مسلمانها شريكند . شخص مسيحى و كليمى حقّ ندارد زن مسلمان بگيرد . و بايد هر شخصى كه در مملكت إسلام و در ذمّهء إسلام زندگى مىكند ، شناسنامه و كارت شناسائىاش مشخّص باشد كه مثلًا مسيحى است ؛ نه اينكه شناسنامهء او با سائر أفراد مسلمان يكسان باشد . ممكن است يك شخص مسيحى اسم خودش را مثلًا إسمعيل يا إبراهيم يا بعضى از أسماء مشتركه ، يا شهرت مشتركهء با مسلمين بگذارد ، كه در اين صورت أصلًا شناخته نمىشود كه اين شخص مسلمان است يا غير مسلمان . در صورتى كه ممكن است با همين شناسنامه در إدارات دولتى وارد شود و حتّى پستهائى مانند نخست وزيرى را إشغال كند ؛ كما اينكه در زمان طاغوت اين مطالب واقع مىشد و چه كارها كه نكردند و كار را به كجاها كه نرساندند ! و همهء آنها بدين جهت بود كه مىگفتند : هر كس در مملكت ايران زندگى كند ، جزء
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 247 | السيد محمد حسين الطهراني