أفراد اين كشور است . يعنى أصل ، بر مبناى زندگى كردن در اين نقطه است ؛ حالا مىخواهى يهودى باش يا مسلمان ! ميخواهى نصرانى باش يا مشرك ! هر چه مىخواهى باش ؛ أهل مملكت ايران كسى است كه داخل اين مرز زندگى كند . در حالى كه اين صد در صد خلاف نظر إسلام است .
مرز إسلام عقيده است ، و خاك مسلمان محترم است
إسلام ، مرز را عقيدهء إسلامى مىداند و بس ؛ ولى مىگويد : هر كس كه مسلمان باشد و بسوى كشور إسلام هجرت كرده و در آنجا زندگى كند جزء أفراد كشور إسلام است ؛ و أفرادى كه خارج از مملكت إسلامى باشند جزء كشور إسلام نيستند ، و لو مسلمان باشند ؛ أفرادى هم كه در داخل كشور إسلامى هستند و إسلام را نپذيرفتهاند ، آنها در ذمّهء إسلامند و حقوقشان نيز با مسلمانها دو حقوق متفاوت است . آنها بايد كارت شناسائى و ورقهء هويّت داشته باشند تا اينكه مردم و دولت ، آنها را بشناسند ؛ و آنان بايد به دولت إسلامى جزيه بپردازند . إسلام هم در برابر آن ، بايستى به آنها كمك كرده و آنان را به إسلام دعوت نمايد و قلب آنها را به إسلام متمايل كند ، تا اينكه كم كم آنها هم مسلمان شوند .
غالب أفرادى هم كه مسلمان شدهاند بواسطهء همين تبليغات تدريجى مسلمانها و نگهدارى و مواظبت آنها در حكومت خود بوده است .
إسلام ، مرز را فقط مرز إسلام و عقيدهء به آن مىداند . لهذا اين حدودى كه رؤساى غير متعهّد به إسلام براى كشورها معيّن كردهاند ، حدود و مرزهاى ناصحيح جعلى و اعتبارى است .
مرز إسلام آنجائى است كه حكومت إسلام در آنجا بر قرار است ؛ و هر جا حكومت إسلام بر قرار است مرز إسلام است . آنوقت آن خاك هم به بركت آن حكومت محترم شمرده مىشود . بنابراين ، مرز إسلام همان عقيده است ؛ و يك نفر مسلمان در مغرب عالم با يك نفر مسلمان در مشرق عالم ، چون هم عقيده هستند در مرز مشترك إسلام قرار دارند ؛ و آن خاكى هم كه اين