نظام امّت از هم پاشيده مىشد . و بر امّت واجب كرد كه از إمام إطاعت كنند ، به جهت بزرگداشت و تعظيم مقام إمامت ؛ زيرا اگر مقام إمام معظّم شمرده نشود ، فائدهاى از إمامت حاصل و عائد مردم نخواهد شد ؛ و نظام امّت كه به إمامت است بى بهره خواهد بود .
در جائى إمامت أثر خود را مىگذارد و مفهومش مصداق پيدا مىكند و جاى خود را باز مىكند ، و به نتيجه متحقّق و متمكّن مىگردد كه تمام أفراد امّت از او إطاعت كنند .
اگر از إمام إطاعت كردند ، آن وقت إمامت نظام امّت را در دست مىگيرد و امّت را بر أساس آن نظام به مصالح حقيقيّهء خود و به كمال مطلوب مىرساند .
روايتى كه از « نهج البلاغهء » نقل شد ، طبق نسخ معمولى است كه از « نهج البلاغهء » در دست است ؛ و تا جائى كه ما مراجعه كرديم ، شايد در همهء نُسخ وَ الامَانَاتِ نِظَامًا لِلامَّةِ مىباشد . أصل عبارت حضرت در صدر روايت اين است : فَرَضَ اللَهُ الإيمَانَ تَطْهِيرًا مِنَ الشِّرْكِ . . . و يك يك فلسفهء جعل و تقنين نماز و زكات و جهاد و غيرها را بيان مىكنند ، تا اينكه مىفرمايند : وَ الامَانَاتِ نِظَامًا لِلامَّةِ ؛ أمانتها را نظام براى امّت قرار داده ، و إطاعت و فرمانبردارى را هم تعظيم براى مقام إمامت شمرده است . اين در نسخ معمولى و متداول موجوده است كه در دسترس بود .
يكروز مرحوم دانشمند گرانقدر : حاج سيّد جواد مصطفوى رحمة الله عليه كه كتاب « الكاشفُ عَن ألفاظِ نَهجِ البلاغهء » را نوشتهاند - و الحقّ اين تأليف ، يكى از خدمتهاى بزرگ ايشان به « نهج البلاغهء » است و كتاب بسيار نفيسى است - به بنده فرمودند : در بعضى از نسخ خطّى « نهج البلاغهء » به جاى ( وَ الامَانَاتِ ) ، ( وَ الإمَامَةَ نِظَامًا لِلامَّةِ ) آمده است . و اين ، هم از نقطهء نظر طبع و سياق ، و هم از جهت معنى بهتر است .
بعد هم كه ما به نسخ مختلف « نهج البلاغهء » مراجعه كرديم ، معلوم شد كه
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٢٣