تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
جاهلى ! آيا شما هم حقّ انتخاب پيشوا و رئيس و حاكم را بر همين ميزان به توده‌هاى مردم مىدهيد ؟ ! آيا مردم را به گروهها و دسته جات مختلف قسمت مىكنيد ؟ ! و با ضريبهاى مختلف ، حقّ انتخاب را به آنها مىسپاريد ؟ ! بديهى است كه چنين نيست ؛ بلكه بر أساس سياهى جمعيّت و تعداد نفرات ، به هر يك ( خواه فاضل و دانشمند باشد ، خواه جاهل و نادان ؛ خواه مغز متفكّر كشور باشد ، خواه يك فرد تهى مغز ) حقّ يك رأى مىدهيد ؛ و اين در منطق عقل و درايت غلط است . اين رويّه و سنّت ، ارزش عقل و عقلاء و علم و علماء را ساقط مىكند ؛ و در ميزان سنجش ، قيمت و ارزش رأى و بينش دانا و دانايان و جامعه شناسان و شخص بى إطّلاع را مساوى قرار داده ، و أفراد صاحب درايت و بينش را در رديف عادىترين مردم قرار مىدهد . چگونه شما به اين سؤال پاسخ مىدهيد ؟ ! چگونه در محضر عدل و شرف إنسانيّت جوابگوى آن هستيد ؟ ! چگونه در برابر عدل پروردگار ، حقوق عامّهء مردم را به ترك انتخاب پيشوائى كه مورد عنايت عقلاى جامعه و متفكّران مردم است ضايع مىكنيد ؟ ! و بالنّتيجه جامعه را رو به تباهى و فساد مىكشيد ؟ ! اين إشكالى است كه به لواداران دمكراسى جاهلى وارد است . در تمام دنيا انتخابات بر أساس أكثريّت بوده و اين إشكال بر همهء آنها وارد است . خداوند تبارك و تعالى چنين إلهام فرموده است . اكنون بيائيد و جواب آن را بدهيد ! و هيهات كه بتوانيد جواب آن را بدهيد ؛ زيرا كه قابل پاسخ نيست . وقتى كه بناست ما بهترين و دلسوزترين أفراد را ( روى آن خصوصيّات ) ولىّ فقيه قرار بدهيم ، و هر كشورى هم بنابر مصالح واقعيّهء خود ، أعقل را برگزيند ، نمىتوان انتخاب ولىّ فقيه و آن أعقل را به دست عاميان سپرد ؛ و آنها را در درجه و كفايت و درايت ، همرديف با روشنفكرترين أفراد آن جامعه ، و از نقطهء نظر ضريب رأى ، آنان را با همديگر در يك درجه به حساب آورد ؛ در