تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
آنطور كه بايد و شايد إجراء كند ؛ و در چگونگى إجراء أحكام متّخذهء از كتاب و سنّت در جامعه ، و دعوت مردم به إسلام و إيمان و عفّت و پاكدامنى ، و إقامهء نماز و نزديك نمودن آنان را به خدا و رسول ، و تأليف قلوب و رام نمودن دلهاى ايشان ناتوان باشد . پس أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَهِ فِيهِ شرط چهارمى است كه به شرائط ولايت فقيه افزوده شده ، و ما از اين روايت استفاده نموديم . بعد حضرت مىفرمايد : فَإنْ شَغَبَ شَاغِبٌ أُسْتُعْتِبَ فَإنْ أَبَى قُوتِلَ . « شَغَبْ » بمعنى تهييج فساد است ؛ « أُسْتُعْتِبَ » يعنى : طُلِبَ مِنْهُ الرِّضا بِالْحَقّ . بيان معنى أعلميّت به حكم خدا در ولايت حال ، بعد از اينكه شخص ولىّ زمام امور را در دست گرفت ، اگر كسى بخواهد تهييج فساد نموده و مخالفت كند ، بايد ولىّ از او بخواهد كه طبق آيه شريفهء قرآن :
« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ . »
« 1 » رضايت به حقّ داده ، دست از فساد و سر و صدا و ادّعاء بردارد ؛ و در مقابل حكم كتاب و سنّت تسليم شده ، و در تهييج فساد متوقّف شود . در اين صورت اگر قبول نمود كه هيچ ، وَ إلَّا قوتِلَ ؛ يعنى بايد با او پيكار و مقاتله نمايد تا او را قانع كند ، اگرچه به قتل و نَهْب و أسْر بينجامد . عليهذا شخصى كه متمرّد است و زير بار حقّ نمىرود ، و پس از استوارى نظام إسلام بر خلاف حكومت إسلامى قيام كرده است ، او را به تسليم در مقابل حكومت دعوت ميكنند ؛ چنانچه تسليم نشود بايد با او به مقاتله و ستيز برخاست تا اينكه خود و حزب و تمام أفراد و أعوانش از بين بروند ؛ مگر اينكه دست از مخالفت برداشته تسليم شود .

پس از بيعت با ولىّ حقّ ، نَكْث آن حرام است

وَ لَعَمْرِى لَئِنْ كَانَتِ الإمَامَةُ لَا تَنْعَقِدُ حَتَّى يَحْضُرَهَا عَآمَّةُ النَّاسِ فَمَا إلَى ذَلِكَ سَبِيلٌ ؛ وَ لَكِنْ أَهْلُهَا يَحْكُمُونَ عَلَى مَنْ غَابَ عَنْهَا ، ثُمَّ لَيْسَ لِلشَّاهِدِ أَنْ
هامش
( 1 ) صدر آيه 9 ، از سورهء 49 : الحجرات