سپس ميفرمايد : وَ ذَلِكَ لَا يَكُوُنُ إلَّا بَعْضَ فُقَهَآء الشِّيعَةِ لَا جَمِيعَهُمْ ، فَإنَّهُ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ فَسَقَةِ الْعَآمَّةِ ، فَلا تَقْبَلُوا مِنَّا عَنْهُ شَيْئًا وَ لَا كَرَامَةَ .
اين حديثى است كه در جلد دوّم « احتجاج » طَبَرسىّ آمده است و تمام اين حديث در سه صفحه بيان شده است . روايت مفصّل است و داراى دقائق و لطائف و نكاتى است . و حضرت إمام حسن عسكرىّ عليه السّلام ، مطالب نفيسهاى را در تفسير اين آيه بيان فرمودهاند .
أمّا شيخ در « رسائل » خود ، همه روايت را بيان نكرده است ، بلكه به مقدارى از آن كه شامل كلام حضرت إمام جعفر صادق عليه السّلام ، در جواب آن رَجُل سائل از نقل حضرت إمام حسن عسكرىّ عليه السّلام مىباشد ، اكتفاء نموده است .
« تفسير منسوب به إمام حسن عسكرىّ » گرچه در آن ، مطالب غير حقّهاى وجود دارد ( و إنسان نمىتواند بطور كلّى آن كتاب را يقيناً به آن حضرت نسبت دهد ؛ چون معلوم است كه : در آن دست بردهاند و إضافاتى را بدان ملحق كردهاند ؛ و لذا نمىتوانيم تمام آن تفسير را مِن حَيثُ الْمجموع معتبر بشماريم . ) و ليكن إجمالًا در آن رواياتى وجود دارد كه در غايت متانت و دقّت است ؛ و از جملهء آنها همين روايت است كه داراى مضمونى بسيار عالى و راقى و دقيق است .
اينك إن شآء الله براى اينكه همهء مطالب روشن شود ، و استدلال مطالب روشن شود ، و استدلال حضرت إمام حسن عسكرىّ ، و سپس فرمايشات حضرت صادق عليهما السّلام هر كدام محلّ خود را پيدا كنند ، ما اين روايت را از أصل « احتجاج » نقل مىكنيم .
تفسير حضرت ، آيه : وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ
شيخ طبرسىّ مىفرمايد : وَ بِالإسْنادِ الَّذى مَضَى ذِكْرُهُ عَنْ أبى مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِىِّ عَلَيْهِ السَّلامُ فى قَوْلِهِ تَعالَى : «
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا