غير از قرآن پيدا كرده باشد ، قرآن را ترك نكند . آگاه باشيد ! آن علمى كه در آن تفهّم نباشد خير ندارد ؛ آگاه باشيد ! آن قرائتى كه در آن تدبّر نباشد خيرى در آن نيست ؛ آگاه باشيد ! آن عبادتى كه در آن تفكّر نباشد خيرى در آن عبادت نيست . »
اين روايت خيلى مطالب را به إنسان مىفهماند ؛ و حضرت ، فقيه حقيقى را در كسى منحصر مىكند كه چهار صفت در او باشد . أوّل : مردم را از رحمت خدا نااميد نكند . دوّم : آنها را از عذاب خدا إيمن نگرداند . سوّم : معاصى خدا را بر آنها حلال نكند . چهارم : از قرآن به سوى كتاب ديگرى إعراض نكند .
مقصود از : مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَة اللَهِ ، وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَه ، كسى است كه مردم را بين خوف و رجاء نگهدارد ؛ زيرا اگر زياد به طرف خوف يا به طرف رجاء متوجّه باشد ، طبعاً مردم هم به دنبال او ، يا خوفشان غلبه پيدا مىكند يا رجائشان . و آن كسى كه به كمال مىرسد ، بايستى هم حال خوف و رجاء خودش مساوى باشد ، و هم مردم را بر همان أساس حركت بدهد .
يعنى خلاصه بايد كسى باشد كه زمام نفس مردم در دست او باشد ؛ إحاطه و سيطرهء بر نفوس داشته باشد ؛ بتواند مردم را تربيت نفسانى كند و بين خوف و رجاء نگهدارد ؛ نه آنقدر رجاء زياد بدهد كه آنها دست به معصيت بزنند و با آن شدّت رجاء كه البتّه كاذب است خود را به هلاكت بيفكنند ، و نه آنها را از عذاب خدا آنقدر بترساند كه شدّت خوف و خشيت ، آنها را به بيابان و كوهها فرارى بدهد و از اجتماع دور كند ، تا خدا را يك موجود عجيب و غريب و دور از عالم اجتماع ببينند ؛ مثل كسى كه پيوسته در انتظار شكار گنجشكى است ، پروردگار هم همين طور ، مردم را بگيرد و به جهنّم بيندازد !
عمل إنسان ( عمل خير و شرّ ، هر دو ) مال نفس إنسان است ، و اين نفس بايد در بين اين دو صفت به مقام تكامل خود برسد تا اينكه از همهء رذائل پاك شود ، و به صفات جمال متجلّى شده و در حرم پروردگار واقع شود .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٧