تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
جنبهء إفراط و تفريط جدا باشد ؛ و در هر حال براى إنسان ملكهء عادله پيدا شود كه حدّ ميانه است ؛ و چون از علم به توحيد يك درجه پائين‌تر است ، او را در درجهء دوّم شمرده است . و سنّت قائمه را علم به أحكام ظاهريّه گرفته ، كه أعمّ از واجبات و مستحبّات است ؛ و جنبهء تعميم را در اينجا آورده ، و لذا در مرحله سوّم قرار داده است . و اين سه ، مجموعاً سه چيزى است كه در ناحيه عقل و در ناحيه نفس و در ناحية بدن ، موجب كمال إنسان است . أمّا محقّق ميرداماد ( قدّه ) فريضة عادله را عبارت از علم فقه معمولى دانسته است ، كه آن را فقه أصغر مىگويند ؛ در مقابل فقه أكبر كه همان آيه محكمه باشد ؛ و سنّت قائمه را علم أخلاق گرفته است . بنابراين ، من حيث المجموع هيچ تفاوتى در استفاده اين بزرگواران از اين روايت نيست ؛ هر كدام از آنها به جهتى اين عبارت را بر همان أصلى كه در ذهن شريف خود داشته‌اند تطبيق كرده و توجيه نموده‌اند . و ما حصل مطالب اينها اينست كه : علم منحصر است در علم عرفان إلهىّ و توحيد ذات پروردگار و علومى را كه علم حكمت و فلسفة متعاليه و دروس عقليّه متضمّن آنست ، كه اين درجهء أوّل از علم است ؛ و از آن گذشته ، علم أخلاق كه به موجب آن ، إنسان از أصحاب اليمين گشته و متخلّق به صفات بزرگان و صفات أولياء مىگردد ؛ و در مرحلة سوّم ، فقه جوارح كه مقدّمه براى علم أخلاق ، و أخلاق هم مقدّمه براى كمال است . و لذا اين معانى به طور كلّى قابل إنكار نيست ، و براى انحصار علم در اين علوم ثلاثه ، شواهد بسيارى از آيات و روايات است :
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
« 1 » .
هامش
( 1 ) آيه 12 ، از سوره 65 : الطّلاق
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 243 | السيد محمد حسين الطهراني