تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
اين شخص كه متّصف به اين علم است ، ساقط از درجهء عقل و علم است ؛ و لذا به او مانند ذوى العقول نبايد خطاب نمود . البتّه اين مسأله در علم بيان مفصّلًا بحث شده است . و أمّا اينكه پس از آن رسول خدا فرمودند : علّامه چيست ؟ يعنى حقيقت علم وى كه به آن وصف ، متّصف به علّامه شده است چيست ؟ كدام نوع از أنواع علّامه است ؟ تنوّعش به اعتبار كدام يك از علوم است ؟ معنى علّامه‌اى را كه شما گفته‌ايد و بر وى إطلاق نموده‌ايد ، كدام است ؟ ! تا اينجا مرحوم مجلسى مطلب را بيان مىكند ، سپس به تحقيق در معنى اين سه أمرى كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله ، علم را در آن سه چيز منحصر كرده‌اند مىپردازد ، و پس از چند احتمالى كه در مسأله مىدهد مىفرمايد : مراد از آية محكمه ، براهين عقليّه بر اصول دين است كه از قرآن استنباط شده است ؛ چون محكم است و با شكوك و شبهات زائل نمىشود . و مراد از فريضه ، أحكام واجبات ؛ و مراد از سنّت ، أحكام مستحبّات است ؛ چه آنكه از قرآن أخذ شوند و چه از غير قرآن . زيرا محكم در مقابل متشابه است ؛ و آية محكمه به آيه‌اى مىگويند كه در دلالت بر مراد نياز به تأويل ندارد . و عقائد و اصولى كه چنين باشند ، إحكام و استحكام دارند . و أمّا علّت آنكه فريضه يعنى واجب را به صفت عادله توصيف كرده است ، آنست كه : از كتاب و سنّت به طور مساوى ، بدون جور و حيف و تمايل به خلاف أخذ شده است . آنگاه مرحوم مجلسى ( قدّه ) از ابن أثير در « نهايه » نقل كرده است كه او مىگويد : مراد از عدل در عبارتِ « فَرِيضَةٌ عَادِلَهء » عدالت در قسمت است ؛ يعنى حقوق واجبه‌اى كه به طور عدالت بر سهام مذكورى كه در كتاب و سنّت وارد شده است بدون جور و ظلم أدا شود ؛ يعنى أنَّها مُسْتَنْبَطَةٌ مِنَ الْكِتابِ وَ السُّنَّةِ فَتَكونُ هَذِهِ الْفَريضَةُ تَعْدِلُ بِما اخِذَ عَنْهُما .