تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
محقّق فيض در شرح اين حديث ، در كتاب شريف « وافى » « 1 » مىفرمايد : علّامه بمعنى كثير العلم است و « تاء » آن براى مبالغه است ؛ و رسول خدا با عبارت : لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَه ، تنبيه فرموده است كه : آن علم در حقيقت علم نيست ؛ زيرا علم حقيقى آنست كه ندانستن آن به معاد إنسان ضرر برساند ، و دانستن آن در يَوْمُ التَّناد نفع برساند . نه آنچه كه عوام آن را مىپسندند و دام و تله‌اى براى شكار حُطام دنيا قرار مىدهند . سپس رسول خدا صلّى الله عليه و آله ، علم نافع را كه در شرع بر فرا گيرى آن ترغيب و تحريص شده است بيان مىفرمايد ، و آن را منحصر در سه چيز مىكند : آية محكمه ، إشاره به اصول عقائد است ؛ چون براهينش آيات محكماتى است كه از عالِم و يا قرآن أخذ مىگردد ؛ و در قرآن كريم در بسيارى از موارد كه ذكرى از مبدأ و معاد مىآورد ، مىگويد : إِنَّ فِى ذلِكَ لآيتٍ يا لآيَةً . و فريضة عادله ، إشاره به علم أخلاق است ، زيرا كه محاسن أخلاق از جنود عقل است ، و بديهاى أخلاق از جنود جهل . و چون تحلّى به أوّل و تخلّى از دوّم واجب است ، از آن تعبير به فريضه شده است . أمّا تعبير از آن به صفت عدالت ، براى واسطه بودن آن است در دو طرف إفراط و تفريط . و سنّت قائمه ، إشاره به أحكام شريعت و مسائل حلال و حرام است . و انحصار علوم دينى در اين سه چيز معلوم است ، و همان سه أمرى است كه كتاب « وافى » متضمّن بيان آنهاست ؛ و آن مطابق با نشآت سه گانه إنسان است ؛ أوّل براى عقلش ، دوّم براى نفسش ، سوّم براى بدنش ؛ بلكه عوالم سه گانه وجودش كه عالَم عقل و خيال و حسّ باشد . أمّا اينكه فرموده است : غير از اينها فضل است ، يعنى زائد است و نيازى بدان نيست ؛ يا فضيلت است و ليكن بدان درجه نيست .
هامش
( 1 ) « وافى » ج 1 ، باب صفهء العلم ، ص 37