مَتنش متنى است مورد اعتبار ، يعنى متنش حاوى مضمونى است كه آيات قرآن و روايات ديگر آن را تقويت و تأييد مىكند ، و يكى از جهات جابرهء روايات ضِعاف - همانطورى كه سابقاً بيان كرديم - انجبار به شهرت عملى يا شهرت فتوائى است ؛ بنابراين ، روايت معتبر و مورد قبول واقع مىشود .
يكى از جهات جابره اعتبار است ؛ اعتبار يعنى متن حديث متنى باشد كه قرائن كثيرهاى از آيات يا روايات مؤيِّد آن قرار گيرد ؛ اين روايت را معتبره مىگويند ؛ يعنى متنش و مضمونش مورد اعتبار است .
متن اين حديث شريف از همين قبيل است ؛ زيرا مطالبى كه در روايات ديگر بيان شده است ، گرچه به صورت انحصار علم در اين سه موضوع نيست و ليكن آنچه از روايات كثيرهاى كه محدّثين در أبواب علم و عقل از رسول خدا و أئمّه عليهم السّلام نقل كردهاند استفاده مىشود ، از اين سه أمر خارج نيست ؛ و مضمون اين روايت ، همان مضامينى است كه در آن روايات كثيرة متفرّقه آمده است . بنابراين در سند جاى إشكالى نيست و قابل قبول است .
تفسير مرحوم مجلسى و محقّق فيض ، از فقرات ثلاثه اين حديث
أمّا در شرح اين گفتارِ حضرت رسول صلّى الله عليه و آله ، مرحوم مجلسى بيانى دارد و محقّق فيض بيانى ديگر و محقّق ميرداماد نيز بيانى ديگر .
مجلسى در « مرءَاة العقول » « 1 » در شرح اين حديث مىگويد : اينكه رسول خدا فرمودند : مَا هَذَا ؟ و نگفتند : مَنْ هَذَا ؟ در حالتى كه بايد بگويند : مَنْ هَذَا ؟ ( زيرا سؤال از هويّت عاقل است نه غير عاقل ؛ و لفظ « مَا » براى غير عاقل استعمال مىشود و لفظ « مَنْ » براى عاقل . يعنى بايد بگويند : اين چه كسى است ؟ نه اينكه بگويند : اين چه چيزى است ؟ ) بدين علّت است كه بفهمانند : شما كه مىگوئيد : اين علّامه است ، استفادهء لفظ علّامه در اينجا غلط است . و علّت ديگر تحقير و پست شمردن و تأديب او بوده است .
حضرت مىخواهد بفرمايد كه : أصلًا اين علم در حكم لا علم است ؛ و
هامش
( 1 ) « مرءاة العقول » طبع حروفى ، ج 1 ، ص 22 و ص 23