مَسَآئِلَ أُشْكِلَتْ عَلَىَّ .
روايت را مىرساند به إسحق بن يعقوب كه او مىگويد : من از محمّد بن عثمان العَمْرىّ كه يكى از نُوّاب أربعه است ، سوال كردم كه : آن مكتوب و نامهاى را كه من نوشتهام و از آن مسائلى كه بر من مشكل شده بود در آن استفتاء كردهام ، جواب را به من برساند .
فَوَرَدَ التَّوقِيعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ عَلَيْهِ السَّلامُ : أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَكَ اللَهُ وَ ثَبَّتَكَ - إلَى أَنْ قَالَ ( عَلَيْهِ السَّلامُ ) : وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَهِ « 1 » . . .
إسحق بن يعقوب مىگويد : براى من توقيع به خطّ مبارك مولانا صاحب الزّمان عليه السّلام آمد كه : أمّا آنچه را كه از او سؤال نمودى - خداى تو را رشد دهد و به كمال برساند و ثابت قدم بدارد - ( و پس از آنكه حضرت اين دعاها و ألطاف را در حقّ او فرمودند ، نوشتهاند ) : جواب سوال تو اينست كه : در حوادث واقعه شما به راويان أحاديث ما مراجعه كنيد ، زيرا كه آنها حجّت من هستند بر شما ، و من حجّت خدا مىباشم .
بحث ما در اين روايت در دو جهت است : سَنَدًا و دَلالةً .
أمّا از جهت سند : اين روايت را شيخ صدوق در كتاب « إكمالُ الدّين و إتمام النِّعمة » كه آن را « كمال الدّين و تمام النِّعمة » هم مىگويند ، ذكر فرموده است .
و نيز شيخ طوسى در كتاب « الغيبة » از جماعتى ، از جعفر بن محمّد بن قولُوَيه ، و از أبو غالب زُرارىّ و غير اين دو نفر ، و همه از محمّد بن يعقوب آوردهاند . همچنين شيخ طبرسى آن را در « احتجاج » روايت كرده است .
هامش
( 1 ) « وسآئل الشّيعة » طبع حروفى بيست جلدى ، ج 18 ، أبواب صفات القاضى ، ص 101 ، حديث 9