مشتركند ، و عنوان نور و مفهوم آن به حمل أوّلى ذاتى بر همه صادق است ؛ ولى به حمل شايع صناعى هر يك از أفراد و مراتب نور ، در مقام و درجهء خاصّى هستند .
نور عالى و أعلى ، نورى أكمل از همهء أفراد و مراتب نور مىباشد . و بقيّة أنواع نور ( در درجات و مراتب مختلفه ) توأم با عدم هستند يعنى همهء آنها نور به إضافة ظلمت مى باشند .
بنابراين ، شخص عالم كه به درجهء أعلاى از علم نرسيده است ، علمش توأم با جهل مىباشد ؛ به خلاف أعلم كه در علم او هيچ شائبهء جهل و ضلالت وجود ندارد . و بدين جهت واجب است كه جاهل به أعلم مراجعه نمايد .
و ما نمىخواهيم بگوئيم كه در آيه مباركه عنوان أعلميّت آمده و به عنوان يك عِدل ملاحظه شده است ، تا اينكه جواب داده شود : عنوان أعلميّت نيامده است . آرى ، عنوان علم آمده است ، ولى از حاقّ علم ، ما استفادهء اين معنى را مىكنيم كه علم نور است و داراى درجات مختلف است ؛ هر درجهاى از علم كه بالا باشد ، نور بالاست ، و هر درجهاى از علم كه ضعيف باشد ، نور كمتر است و مشوب و مخلوط با ظلمت و جهل است ؛ و به اندازهاى كه از ظلمت و جهل بهره دارد ، براى كمال خود نياز به تتميم دارد و بايد نقاط ضعف خود را بواسطهء درخشش نور عالى تكميل كند . و اين معنى رجوع جاهل به أعلم است .
مثلًا اطاقى را فرض كنيد كه در آن ، چراغ يك شمعى و صد شمعى و هزار شمعى وجود دارد ؛ ولى آن نور يك شمعى نسبت به نور هزار شمعى ، يك درجه نور و نهصد و نود و نه درجه ظلمت ، و آن چراغ صد شمعى ، صد درجه نور و نهصد درجه ظلمت است ؛ و آن نور هزار درجه ، تماماً نور بوده و مشوب و مخلوط با ظلمت نمىباشد .
اين نور يك شمعى به نور صد شمعى ، و آن هم به هزار شمعى - به جهت
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٦