تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مثلًا در بيمارستانهائى كه داراى أطبّاءِ مختلف هستند ، سيره چنين است كه بيماران به همهء آنها مراجعه مىكنند و تنها به طبيب أعلم شهر كه داراى تخصّص بيشتر در فنون مختلف پزشكى و جرّاحى و سائر جهات است مراجعه نمىنمايند . و همينطور در سائر صناعات و حِرَف . مثلًا اگر كسى بخواهد خانه‌اى بسازد ، به سراغ معمار أعلم نمىرود . يا اگر بخواهد لباسى بدوزد ، به خيّاطى كه از همه در اين حرفه مهارتش بيشتر است مراجعه نمىكند ؛ و لذا مىبينيم همهء مردم به همهء خيّاط ها مراجعه مىكنند و دكّان سائر خيّاط ها بسته نيست . و اين ، به جهت همان سيرهء عقلائيّهء رجوع جاهل به عالم است . با اينكه از نظر مهارت ، بين أفراد اين أصناف ، تفاوت بسيار است . و از همهء اينها گذشته ، آنچه كه در اين آيه شريفه است ، تفاوت بين علم و جهل است .
إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ ،
يعنى من عالمم و تو جاهلى ؛ و آيه در مقام بيان تفاوت بين أعلميّت و عالميّت ، يا أعلميّت و جاهليّت نيست . بنابراين از آيه شريفه استفاده نمىشود كه : بايد جاهل فقط به أعلم مراجعه كند و سائر علماء را كنار بگذارد . اين بود محصَّل فرمايش و إشكال ايشان .

رجوع به أعلم در مسائل خطيره و امور مهمّه ، سيره عقلائيّه است حتّى براى عالم

با إمكانات دسترسى به أعلم در امور خطيره ، رجوع به عالم خلاف سيره است

و أمّا اينكه فرمودند : سيرهء عقلائيّه قائم است بر اينكه بايد جاهل به عالم مراجعه كند و رجوع به أعلم ثابت نيست ، بايد ديد كه آيا واقعاً همينطور است ؟ آيا اين سيره ، ثابت و مُطّرد و مسلّم است كه عقلاءِ عالَم به أعلم مراجعه نكرده و به عالم مراجعه مىكنند ؟ جواب منفى است ؛ به دليل اينكه : أوّلًا : مىبينيم كه در نظر عقلاء مسائلى كه بايد به عالم مراجعه نمود ، از جهت أهمّيّت و عدم أهمّيّت ، مختلف است . زيرا بعضى از مسائل خيلى داراى أهمّيّت نيست ، و لذا در آن مسائل زياد دقّت نمىكنند كه حتماً به بهترين متخصّص مراجعه كنند . مثلًا اگر إنسان مبتلا به سر درد شده يا سرما خوردگى مختصرى پيدا كند ، به نزد همان طبيب محل رفته و به دستورات او عمل مىنمايد ، و بدين وسيله