و اين از آيات بسيار بسيار روشنى است كه دلالت برولايت پيغمبر مىكند !
پس وقتى كه پيغمبر أمر و نهيى كند ، تمام مؤمنين بايد در تحت أمر پيغمبر باشند . زيرا ولايت او نسبتِ به إنسان از خود إنسان بيشتر است .
يكى از آيات قرآن كه دربارهء ولايت معصومين به آن مىتوان استدلال نمود اين آيه است :
إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
« 1 » .
« سزاوارترين مردم ، نزديكترين مردم ، أحقِّ مردم به إبراهيم ، آن كسانى هستند كه از او پيروى مىكنند ، و اين پيغمبر و آن كسانى كه به اين پيغمبر إيمان آوردهاند ؛ و خداوند ولىّ مؤمنان است . »
زيرا با در نظر گرفتن آيهاى كه سابقاً ذكر شد ( كه خداوند حضرت إبراهيم را إمام قرار داده است :
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
« 2 » . و اين آيه كه : نزديكترين مردم را به إبراهيم ، و سزاوارترينِ آنان را به او ، كسانى قرار داده كه از او و از اين پيغمبر ( رسول أكرم ) ، كه ولايت آنان نسبت به حضرت إبراهيم از همه بيشتر است ، پيروى مىكنند ؛ مىتوان استفادهء ولايت براى همين أفراد نمود .
زيرا كه
: أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ
، يعنى اينها داراى مقام ولايت مىشوند ، و مىتوانند بر حسب درجهء نزديكى آنها با خود حضرت إبراهيم ، أمر و نهى كنند .
و دربارهء :
هذَا النَّبِيُّ
، هم كه معلوم است ؛ و همينطور :
الَّذِينَ آمَنُوا
، بحسب درجات إيمان ، هر چه به پيغمبر و حضرت إبراهيم نزديكتر بشوند ولايتشان بيشتر خواهد بود .
اينها مجموعهء آياتى بود كه از قرآن مجيد براى ولايت إمام استخراج نموديم ؛ نه ولايت فقيه . زيرا آن بحث جداگانهاى دارد .
و أمّا رواياتى كه دلالت مىكند بر انحصار حكم در معصومين ، خواه
هامش
( 1 ) آيه 68 ، از سورهء 3 : ءَال عمران
( 2 ) قسمتى از آيه 124 ، از سورهء 2 : البقرة