تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
رجوع نكنند ، لازم مىآيد كه أحكام بكلّى تعطيل شود . در حالى كه مسلّم اينطور نيست . چرا ؟ براى اينكه در زمان خود پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ، آن حضرت أفرادى را براى حكم و قضاوت به نقاط دور دست مانند : يَمَن و طائف مىفرستادند . و يا در مكّه بعد از فتح ، شخصى را به جاى خود گذاشتند كه به امور مردم رسيدگى كرده و قضاوت و حلّ خصومت نمايد ؛ با اينكه آنها نه پيغمبر بودند و نه وصىّ پيغمبر ! در زمان أئمّه عليهم السّلام هم مطلب از همين قرار بوده است . أمير المؤمنين عليه السّلام أفرادى را براى حكومت در شهرها مىفرستادند ، كه آنها نه پيغمبر بودند و نه وصىّ پيغمبر ؛ و چه بسا خطا هم از آنان سر مىزد . البتّه خطاهاى آنان عمدى نبود ؛ زيرا مجتهد ، نهايت كوشش را در به دست آوردن أحكام مىكند ، و اگر اتّفاقاً از روى خطا خلاف هم بنمايد ، عيبى ندارد و آن ممكن است . زيرا كه مجتهد مُصيب نيست . و بهترين دليل بر اين مطلب ، اختلاف آرا مجتهدين است . زيرا كه اختلاف آراء ، دليل بر اين است كه همهء آنها مُصيب نيستند . و إلّا اختلافى در ميان آرا آنها پيدا نمىشد . حضرت صادق عليه السّلام شاگردانى تربيت مىكردند و به أطراف مىفرستادند ؛ يا أفرادى مىآمدند و از آن حضرت تعليم مىگرفتند ، و به أوطان خود بر مىگشتند ؛ و مشغول تدريس و تعليم و حكومت و قضاء در بين مردم مىشدند . و شيعيان به آنان مراجعه مىكردند و حضرت هم مىفرمودند : مراجعه كنيد . يونس بن عبد الرّحمَن كه از بزرگان أصحاب است ، در مسجد كوفه مىنشست و مردم مىآمدند و مَسائلشان را سؤال مىكردند ، و او هم فتوى مىداد و در بين مردم فصل خصومت مىكرد . از حضرت سؤال شد : يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ثِقَةٌ ءَاخُذُ عَنْهُ مَعَالِمَ دِينِى ؟ قَالَ : نَعَمْ . « يونس بن عبد الرّحمن ، ثقه