تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
أساس ، رسول أكرم پدر مؤمنين مىباشند . و لذا فرمود : أَنَا وَ عَلِىٌّ أَبَوَا هَذِهِ الامَّة « 1 » چون جنبهء وِلائِى رسول الله ، جنبهء فعل است . و أَبَوَا هَذِهِ الامَّة ، به معنىِ پدر و مادر اين امّت نيست بلكه به معنىِ دو پدرِ اين امّت مىباشد . هم رسول الله پدر است ، و هم أمير المؤمنين .
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ .
« و صاحبان رَحِمْ ، بعضى از آنها به بعضِ ديگر - از مؤمنين و مهاجرينى كه آنها از يكديگر إرث مىبرند - در كتاب خدا أولويّت دارند . »

آيه : أُوْلُوا الارْحَام ، آيه توارث به اخوّت را نسخ نمود

در صدر إسلام ، أفراد بر أساسِ رَحِميّت از يكديگر إرث نمىبردند ؛ بلكه وراثت بر أساس اخوَّت دينى بود . مؤمن از مؤمن إرث مىبرد ؛ آن كسانى كه با هم اخوَّت دينى داشتند ، از هم إرث مىبردند ، نه از أقوامشان . و پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم در ميان أصحاب خود ، دو عقدِ اخوَّت بستند : يكى در مكّه ميان مهاجرين ، و يكى در مدينه بين مهاجرين و أنصار ؛ و آنها بر أساس عقد اخوَّت ، برادرِ هم بودند . و حتّى در إرث هم ، هر كدام از آنان مىمردند ، ديگرى إرث مىبرد ؛ مانند دو برادر . و حقّاً هم بايد همينطور باشد ؛ زيرا در صدر إسلام أفراد مؤمن كم بودند ؛ و غالباً أقوام آنها مردمانى كافر بودند ؛ و اگر مؤمنين از يكديگر إرث نمىبردند ، آن أفرادى كه كافر بودند إرث مىبردند ، و در اين صورت مسأله به زيانِ مؤمنين
هامش
( 1 ) ابن شهرآشوب در كتاب « مناقب » طبع مطبعهء علميّهء قم ، ج 3 ، ص 105 اين روايت را با ألفاظ مختلفه از كتب عامّه و خاصّه از جمله « مفردات » راغب إصفهانى با ذيلى جالب نقل مىكند : قَالَ النَّبِىُّ ( صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ ) : يَا عَلِىُّ ! أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الامَّةِ ؛ وَ لَحَقُّنَا عَلَيْهِمْ أَعْظَمُ مِنْ حَقِّ أَبَوَىْ وِلَادَتِهِمْ ؛ فَإنّا نُنْقِذُهُمْ إنْ أَطَاعُونَا مِنَ النَّارِ إلَى دَارِ الْقَرارِ ، وَ نُلْحِقُهُمْ مِنَ الْعُبُودِيَّةِ بِخِيَارِ الاحْرَارِ . و مرحوم مجلسى نيز در « بحارالانوار » ج 36 ، ص 11 ، اين ذيل را از « مفردات » نقل نموده ؛ و ليكن اين ذيل از طبعهاى أخير « مفردات » حذف شده است