اينكه پافشارى و صبر كردند ، و اصطبار نمودند ، و قبلًا به آيات ما ايقان داشتند . »
اين آيه بعد از ذكر حضرت موسى در قوله تعالى :
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقائِهِ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ .
« 1 »
بنابراين ، ضمير جمعِ غائب فى قوله تعالى آمده است :
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً
، بر مىگردد به بنى إسرائيل ؛ يعنى بعضى از پيغمبران بنى إسرائيل كه خداوند آنها را إمام قرار داده است ، و از ميان پيامبران اين سِمَتِ ولايت و إمارت را به آنان تفويض فرموده است .
اين يك آيه ديگر از آيات قرآن ، كه دلالت بر عصمت و لزوم متابعت از إمام مىكند ، كه بايد إمام داراى مصونيّت از باطل و آراء شخصيّه و أهواء باشد ، و حتماً بايد علمش حضورى و متحقّق به حقّ باشد .
آيه : يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
يكى ديگر از آياتيكه دلالت بر ولايت معصوم مىكند اين آيه است :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
. « 2 »
خداوند به حضرت داود على نبيّنا و آله و عليه السّلام خطاب مىكند : « اى داود ما تو را در زمين خليفه و جانشين خود قرار داديم . بنابراين - تفريع مىكند - حكم كن بين مردم به حقّ و از هوى پيروى مكن ؛ زيرا كه هَوى ، تو را از راه خدا كنار مىدارد ؛ تو را گم و گمراه مىكند . »
. خليفه ، يعنى جانشين . خليفة الله : هُوَ الَّذِى تَجْتَمِعُ فِيهِ الصِّفَاتُ الْعُبُودِيَّةِ بِتَمَامِهَا الْمُحَاذِيَةُ لِلصِّفَاتِ الرُّبُوبِيَّةِ لِذَاتِهِ جَلَّ شأْنُهُ بِتَمَامِهَا ، وَ لَا تَتَحَقَّقُ إلَّا بِالْعِصْمَةِ . خليفهء خدا بودن به تمام معنى اين است كه : بنده متّصف شود به صفات عبوديّت ، با تمام شؤون و لوازم عبد حقيقى ، در مقابل صفات
هامش
( 1 ) آيه 23 ، از سورهء 32 : السّجدة
( 2 ) صدر آيه 26 ، از سورهء 38 : ص