خطائى نيست .
و علاوه بر اين ، در جملهء :
وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ
، نمىفرمايد : أوْحَيْنَآ إلَيْهِمْ أنِ افْعَلُوا الْخَيْرَاتِ ، اينكه كارهاى خوب را بجا بياوريد ، يا إقامهء نماز كنيد ؛ بلكه نفس فعلِ خيرات را ما به آنها وحى كرديم ؛ نماز را به آنها وحى كرديم ؛ زكات را به آنها وحى كرديم ؛ يعنى وجودشان مصداق براى نماز و زكات است .
و اين آيه بعد از ذكر حضرت إبراهيم :
فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً
« 1 » و قولهم :
حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
« 2 » كه گفتند : حضرت إبراهيم را بكشيد و آتش بزنيد ، آلههء شما را تِكّه تِكّه و قطعه قطعه كرده است ، و نيز بعد از ذكر حضرت لوط و حضرت إسحق و يعقوب عليهم السّلام كه خداوند آنها را بعنوان نافله به حضرت إبراهيم عنايت كرد ، آمده است و مىفرمايد :
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا
. بنابراين ضمير « هُمْ » بر مىگردد به همين أنبيائى كه ذكر شده است .
و اين هدايتِ به أمر ، همان علم حضورى است . و كسى كه خداوند او را از عالمِ أمر هدايت بكند ، ديگر از علوم اكتسابى و أهواء و آراء و نيّات و أباطيل مردم كه در آن حقّ و باطل از همديگر جدا نشده و علم ، علمِ صِرف و خالص نگرديده است ، بى نياز خواهد بود . و اينان از اين عالم به عالم أمر ، كه أمر پروردگار است هدايت مىشوند ، و در آنجا هيچ شائبهء بطلان و زَلَل و اشتباهى نيست .
و نيز به مثابهء آيه ديگر از قرآن است كه مىفرمايد :
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ
« 3 »
« ما از ميان آنها أئمّهاى را قرار داديم كه به أمر ما هدايت مىكنند ، به علّت
هامش
( 1 ) صدر آيه 58 ، از سورهء 21 : الانبيآء
( 2 ) قسمتى از آيه 68 ، از سورهء 21 : الانبيآء
( 3 ) آيه 24 ، از سورهء 32 : السّجدة