تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
اين حكم براى او هست . با اينكه در اين مورد سؤال از رجل شده است ، شما چگونه به امْرَأة و به همهء أفراد سرايت ميدهيد ؟ ! زيرا كه از « رَجُل » هيچ خصوصيّتى نمىفهميد . سائل در اينجا ، موضوع را با اين لفظ بيان كرده است ، نه اينكه خواسته است « رَجُل » را موضوع منحصر براى حمل آن حكم قرار دهد ؛ بلكه بيان آن موضوع كلّى را به لفظ « رَجُل » آورده است . در اينجا هم مطلب همينطور است . عمر بن حنظله سؤال مىكند : اين دو نفر ميخواهند فصل خصومت كنند ، چه كار بايد بكنند ؟ ! حضرت ميفرمايند : به فقيه مراجعه كنند . حضرت نمىخواهد بگويد : در اين مورد بخصوص كه خصومت دارند ، به فقيه مراجعه كنند ؛ بلكه مىفرمايد : در امور شرعيّتان ، أحكامى را كه مىخواهيد أخذ كنيد ، از سلطان جائر أخذ نكنيد ، از قُضات و حُكّام آنها أخذ نكنيد ، از ما أخذ كنيد ، مسأله از اين قرار است . لذا اگر در اينجا عمر بن حنظله سؤال كند : يا بن رسول الله ، اگر شخصى خواست مسائل شرعيّه و دينى خود را بپرسد و از كسى تقليد كند ، آيا حقّ دارد نزد سلطان جائر و حكّام آنها رفته و از ايشان بپرسد ؟ ! حضرت مىفرمايد : اين چه سؤالى است كه مىكنى ؟ ! مگر نگفتم : إنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِمًا ؟ أصلًا سؤال بى جا و بى مورد است ! بعد از اينكه در مورد أوّل سؤال كرد و حضرت جواب فرمودند : إنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِمًا ! يعنى در هر يك از اموريكه به او مراجعه مىكنيد ، خواه دو نفر كه با هم نزاع داريد برويد و حكم را بپرسيد ، و خواه يك نفرى كه حكمش را نمىداند . زيرا قطعاً فرقى بين دو نفر كه نميدانند حكمشان چيست و يك نفر ، نمىباشد . آن كسى هم كه يك نفر است و نميداند حكم خود را از كجا بدست بياورد ، نبايد نزد سلطان جائر و قُضات آنها برود ، بلكه بايد نزد آن فقيهى برود كه : رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِى حَلالِنَا وَ حَرامِنَا . در مورد حفظ أموالِ غُيَّب و قُصَّر و امورى كه از شؤونات ولايتِ حاكم است ( مانند نگهدارى أوقاف و سائر امور ولائى ) در اينجا مردم چكار كنند ؟ از
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 235 | السيد محمد حسين الطهراني