تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
ساكت باش ! ما ميگوئيم : آخر مگر همبستر شدن إنسان با كنيز خود گناه است ؟ ! تو خانه را از كجا آورده‌اى ؟ ! مگر از ملك پدرت به تو رسيده است ؟ ! خانه از آنِ پيغمبر ، حجره از آنِ او ، تو هم كه در آن نبوده ، به منزل پدر خود رفته بودى ، و اكنون نيز بى جهت بازگشته‌اى ! و آميزش إنسان با كنيز خود كه بر او حلال است چه گناهى دارد ؟ واقعاً ببينيد چه مصيبتهائى بر پيغمبر مىگذشت ! اينها كسانى هستند كه ماريه را از مدينه بيرون مىكنند كه بهيچوجه پيغمبر دسترسى به او نداشته باشد . عَلَى كُلِّ تقدير ، پيغمبر فرمود : اين همه سر و صدا نكن ! من عهد مىكنم كه ديگر در عمرم با ماريه همبستر نشوم . لذا ماريه را بر خود حرام نمود . آيه نازل شد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ
. « اى پيغمبر ! چرا حرام كردى بر خود چيزى را كه خدا بر تو حلال كرده است ؟ » كنيز تو حلال توست ، چرا بر خود حرام نمودى ؟ !
تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ
. « به خاطر رضا و پسند زنان خود ، آنچه را كه خداوند بر تو حلال كرده است حرام نموده‌اى ؟ »
وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
. « و خداوند ، بسيار آمرزنده و مهربان است . »
عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ
« 1 »
.
وقتى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلَّم به قصد جنگ تَبوك حركت نموده بسيج عمومى دادند ( كه داستان آن و مسألهء منافقين بسيار مفصّل است ؛ زيرا رفتن به جنگ خيلى برايشان سخت بود ؛ تابستان بود و هوا گرم ، راه دور بود ، و رفت و آمد خيلى مشكل بود ، بسيج هم بسيج عمومى بود . ) بعضى از اين منافقين به خدمت رسول خدا آمدند و هر كدام به عذرى بهانه مىآوردند .
هامش
( 1 ) آيه 43 ، از سورهء 9 : التّوبة