تفسير آيه : ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ
رسول خدا ، به دعوت عبد الله بن عبد الله بن ابَىّ به عيادت از پدرش رفت و پس از مردن هم ، بر او نماز خواند و طلب مغفرت نمود . در اين هنگام آيه نازل شد :
ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ
« 1 »
.
« هيچ حقّى براى پيغمبر و آن كسانى كه إيمان آوردند نيست كه براى مشركين استغفار كنند ، و لو اينكه از نزديكان ( ذَوِى الْقُرْبَاى ) آنها باشند ، بعد از اينكه بر آنها روشن بشود كه آنها از أصحاب جحيم و أهل جهنّماند . »
تفسير آيه : يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 2 »
روزى حَفْصه ، از رسول خدا إجازه گرفت و به منزل پدرش رفت ، ماريهء قبطيّه كنيز رسول خدا به حُجرهء حَفْصه آمد - خصوصيّات داستان ماريهء قبطيّه قبلًا عرض شد - رسول خدا - طبق بعضى از روايات - با ماريه همبستر شدند ، در اين هنگام حَفْصَه به حُجرهء خود بازگشت نمود و ديد كه رسول خدا در آنجا با ماريه همبستر شده است . ناگهان شيونى بر پا نمود كه تو آبروى مرا بردى ، شأن و منزلت مرا پايمال نمودى ، در حجرهء من كه حقّ من است ، تو با كنيزت همبستر شدى !
حال اين داد و بيداد و فرياد و شيون را ببينيد با آن حيائى كه از پيغمبر معروف است و در تواريخ و أحاديث بطور مستفيض وارد شده است ، آنوقت خواهيد ديد چه وضعى بر پيغمبر گذشته است ! اينك ما مختصرى عرض ميكنيم و مىگذريم .
در اينجا پيغمبر طبق بعضى از روايات به حفصه گفتند : چه خبر است ؟
هامش
( 1 ) آيه 113 ، از سورهء 9 : التّوبة
( 2 ) آيه 1 ، از سورهء 66 : التّحريم